تاریخ انتشار: 1395/02/25
شماره جاری:     زمستان   1395 - شماره (26) - سال (7)  میزان بازدید : 965

تبیین کارکردپذیری پیش الگوهای نخستین وقف در شهر کهن ایرانی

نویسندگان:  محسن عسکری حسن احمدی (نویسنده مسئول) ناصر براتی

صفحات از: 5 - 20

 تعداد بازدید:  24

 تعداد دانلود:  46

چکیده

تا کنون بررسي چيستي، نوع و چگونگي وقف در شهر کهن ايراني در ادبيات مطالعات بنيادي شهري در ايران به صورت منسجم و علمي مطرح نگرديده است. بدين منظور؛ ساختارها، مشخصه ها و کارکردهاي آن نيز بررسي شده است. شناخت سير و فرآيند تکوين وقف در شهر کهن، سيماي روشني از شباهت ها و تفاوت هاي آن با وقف در شهرهاي دوره اسلامي و پس از آن را نمايان مي سازد. روش اين پژوهش کيفي و مبتني بر راهبرد پژوهش تاريخي است. براي تبيين همپيوندي وقف و شهر، از يک مدل چهار لايه اي استقرائي همراه با شواهد تعيين گر و استنباطي استفاده شده است. اين پژوهش، وجود پنهان سه «پيش الگوي نخستين وقف» در شهر کهن ايراني را معرفي کرده است. در اين ميان؛ «متافيزيک»، «مکان» و «زمان»؛ عناصر مکمل يکديگر براي اين حضور بوده اند. اين پيش الگوها، دامنة زماني از دوران ماقبل تاريخ ايران تا انتهاي دورة ساسانيان را در بر گرفته اند. پيش الگوها، ماهيتي مستقل و چند بُعدي داشته اند و به عنوان يک عنصر وابسته ديني، داراي مناسکي ويژه در کنار ساير ارکان برخاسته از جهان بيني ديني حاکم بر شار بوده اند. استقرار اين پيش الگوها همراه با چهار مشخصه ديني، اجتماعي، اقتصادي و کالبدي مي باشند. توجه و اعتقاد به دنياي پس از مرگ، الگوي خداپرستي و اخلاق، سه عنصر بارز و سازنده مشخصه ديني اين پيش الگوها به شمار مي روند. سير حرکت پيش الگوها نيز از شکل ساده به شکل پيچيده بوده است. کارکردهاي اين پيش الگوها نيز شامل ابعاد قُدسي، سياسي، ديني و مدني است. بدين ترتيب در طي مطالعه، خلاء تحقيقاتي در اين زمينه پُر شده و چشم انداز روشني از موضوع ارائه شده است. در نهايت، پيش الگوهاي نخستين وقف و مولِّفه هاي سازندة آن به تفکيک معرفي و تشريح شده و مصاديقي نيز از هر کدام معيَّن گرديده است.

واژگان کلیدی

وقف، پيش الگوهاي نخستين وقف، شهر کهن ايراني، کارکردپذيري

تجلّي اصل وحدت در کثرت در مرکز محلّه شهراسلامي (مطالعة موردي: ميدان گاه عباسعلي شهرگرگان)

نویسندگان:  حمیدرضا صارمی (نویسنده مسئول) کاظم تقی نژاد سیما پیری

صفحات از: 21 - 30

 تعداد بازدید:  18

 تعداد دانلود:  40

چکیده

جهان بيني توحيدي مبتني بر اصول و ارزش هايي است که از طريق کالبد و معنا در ويژگي هاي شهراسلامي، خط مشي هايي را براي تمام عرصه هاي زندگي بشر ترسيم مي نمايد. نقش مذهب در شهر اسلامي پررنگ تر از نقش هاي نظامي و اقتصادي است و شهر اسلامي مي‎کوشد با تکيه بر اصل توحيد و با وحدت بخشيدن بر پيکر عناصر گوناگون هنري، شکل و ماهيّت خود را با حکمت اسلامي تطبيق دهد. محلّه در شهر اسلامي به عنوان تبلور فضايي شرايط اجتماعي- اقتصادي جامعه، ازانسجام و همگني خاصي برخوردار است و درمرکز ثقل آن عناصر عمومي محلّه گرد آمده اند. در اين پژوهش با بررسي خصوصيات کالبدي و مفهومي به تحليل تجلّي اصل وحدت در کثرت عناصر پيراموني ميدان گاه عباسعلي که به عنوان مرکز محله- ميدان ، يکي از محلّه هاي قديمي شهر گرگان پرداخته شده است. روش پژوهش توصيفي- تحليلي- تطبيقي است و معيارهاي تجلّي اصل وحدت و کثرت و هم چنين ترکيب وحدت در کثرت بر مبناي معيارهاي مرکز محلّه شهر اسلامي استخراج و در پايان اين معيارها با روش تحليلي- مقايسه اي، با مرکز محله- ميدان، يکي از محلّه هاي قديمي شهر گرگان تطبيق داده شده است. نتايج نشان مي دهد طرّاحي و سامان دهي فضايي در اين مرکز محلّه در پي تحقق بخشيدن به حکمت الهي با توجّه به اصل وحدت و کثرت از طريق تعادل فضايي و توازن کالبدي صورت پذيرفته است.

واژگان کلیدی

وحدت،کثرت، محله، شهر اسلامي، ميدان گاه عباسعلي گرگان

رويکردي تحليلي به تأثير کالبد شهر بر فرهنگ با تأکيد بر بافت شهري(مطالعة موردي: شهر قزوين)

نویسندگان:  مریم خستو (نویسنده مسئول) فرح حبیب

صفحات از: 31 - 42

 تعداد بازدید:  20

 تعداد دانلود:  39

چکیده

فرهنگ به عنوان مفهومي پويا همواره تحت تأثير عوامل گوناگون قرار داشته و عناصر شکل دهندة آن بر اثر مؤلفه هاي گوناگون در حال تغيير هستند. در جوامع کنوني، تغييرات فرهنگي به طور واضح به چشم مي آيد و عوامل مؤثر بر اين تغييرات به موضوعي بحث برانگيز تبديل شده است؛ با توجّه به نقش و اهميّت دانش شهرسازي در بهبود کيفيّت زندگي و ارتقاي فرهنگ شهري، لزوم مطالعة چگونگي تأثير کالبد شهر بر فرهنگ، به روشني ديده مي شود. در اين پژوهش مفهوم «فرهنگ»، به دو بعد مادي و غيرمادي تقسيم شده است؛ به طوري که دربرگيرندة چهار مؤلفة «زبان»، «عقايد»، «ارزش ها» و «هنجارها» است. مفهوم «کالبد شهر» نيز به دو بعد «طبيعي» و «مصنوع» تقسيم شد. از طرفي ديگر دسته بندي منوچهر مزيني به عنوان چهارچوب مورد بررسي در نظر گرفته شد که بدين ترتيب، کالبد شهر در سه مقياس «چهره»، «سيما» و «پيکر» بررسي شد. روش تحقيق، آميخته اي از روش هاي اسنادي و زمينه يابي است؛ با توجّه به موضوع تحقيق براي مطالعة تأثير كالبد شهر بر فرهنگ، نمونة موردي به نحوي انتخاب شد كه مؤلفه هاي کالبد شهر (متغيّر مستقل) دسته بندي شده و تأثير آن ها بر مؤلفه هاي فرهنگ (متغيّر وابسته) سنجيده شود؛ از سوي ديگر با توجّه به اين كه فرهنگ به عنوان يك مفهوم پويا از عامل مهم اقتصاد نيز تأثيرپذير است، بنابراين در تهيّة پرسشنامه ها دقت شد كه آن ها به لحاظ سطح اقتصادي و درآمد، داراي شرايط تقريباً مشابهي باشند. با انجام آزمون هاي آماري به وسيله نرم افزار SPSS، نتايج ذيل حاصل شد که عبارتند از کالبد شهر بر روي بيش تر افراد در بافت تاريخي تأثير زياد و خيلي زياد، و بر روي ساکنان در بافت هاي قديمي و مياني تأثير متوسط رو به زياد و در بافت جديد تأثير متوسط رو به کم دارد و از بافت تاريخي به بافت مدرن، از ميزان تأثيرپذيري ارزش ها و هنجارهاي مردم از سيماي شهر کاسته مي شود؛ با حرکت از سمت بافت تاريخي به سمت بافت نوساز و مدرن از تأثير بافت محل سکونت بر اعتقادات کاسته شده و کالبد شهر بر عناصر بيروني فرهنگ نظير تغيير سبک زندگي، اخلاقيات و چگونگي عمل به هنجارها و غيره تأثير بيش تري دارد و فقط در طول زمان بر زبان فرهنگ تأثير مي گذارد.

واژگان کلیدی

فرهنگ، کالبد شهر، چهرة شهر، سيماي شهر، پيکر شهر، قزوين

ارزيابي و سنجش عوامل مؤثر بر ايجاد حس مکان در مراکز محلّه هاي شهري (مطالعة موردي: مراکز محلّه هاي شيخداد و شهرک دانشگاه در شهر يزد)

نویسندگان:  مهدی منتظرالهجه (نویسنده مسئول) مجتبی شریف نژاد سهیلا دهقان

صفحات از: 43 - 54

 تعداد بازدید:  11

 تعداد دانلود:  32

چکیده

محلّه هاي شهري در گذشته بستر شکل گيري مراکزي در دل خود به عنوان مکان هايي واجد هويّت و معنا بوده که از توانايي بالايي براي برقراري تعامل بين انسان با محيط و انسان با انسان برخوردار بودند. حال آن که امروزه به تبعيت از الگوي شهرسازي غربي و نيز به کارگيري گونه هاي فاقد معنا در ايجاد محلّه ها منجر به ناديده گيري هويّت و هم چنين کنار گذاشتن اصول مکان سازي شده است. حس مکان به عنوان يکي از مهم ترين متغيرهاي کيفي محيط ها و محلّه هاي شهري، ارتباطي بين انسان و مکان است و باعث دادن شخصيت و هويّت به مکان مي شود، توجّه به اين مفهوم در محلات مسکوني جديد بدون سابقه تاريخيِ معطوف به فراهم آوردن کيفيات متعدّدي هم چون هويّت، سرزندگي، خاطره انگيزي، ايجاد حس تعلق، دل بستگي مکاني و غيره است. امروزه توجّه نکردن به ايجاد فضاهايي براي مردم در عرصه هاي عمومي محلّه هاي جديد که واجد حس مکان و پيوند با گذشته باشد، موجب بي هويّتي، کاهش حس تعلق ساکنان به محل سکونت و پايين بودن ميزان تعاملات اجتماعي و به دنبال آن انواع آسيب هاي اجتماعي گرديده است. هدف اين پژوهش بررسي مفهوم حس مکان در مراکز محلّه هاي تاريخي و معاصر و شناسايي عوامل مؤثر بر ايجاد و ارتقاي آن در اين محيط ها است. براي اين منظور، دو نمونه از مرکز محلّه هاي شهر يزد، يکي در بافت تاريخي و ديگري در بافت جديد شهر انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. روش پژوهش همبستگي و از آزمون هاي آماري کولموگراف اسميرنف، رگرسيون چندگانه و آزمون همبستگي پيرسون براي تعيين رابطه و شدت و جهت رابطه بين متغيرهاي مستقل و وابسته استفاده شده است. بر اين اساس ده فرضيه تدوين و در نمونه هاي مطالعاتي مورد آزمون قرار گرفته اند. مطابق با نتايج به دست آمده متغيرهاي هويّت در محلّه تاريخي و کيفيت هاي فضايي در محلّه جديد بالاترين ميزان همبستگي را با ميزان حس مکان در مراکز محلّه ها دارند.

واژگان کلیدی

مرکز محله، حس مکان، بافت تاريخي، بافت جديد، شهر يزد

بررسي شناخت عوامل زمينه گرا در کالبد خانه ها و بافت کهن سنندج (با نگاهي به ويژگي هاي عمارت وکيل الملک)

نویسندگان:  المیرا بهمنی محمدمهدی گودرزی سروش (نویسنده مسئول) محمد ابراهیم زارعی

صفحات از: 55 - 70

 تعداد بازدید:  13

 تعداد دانلود:  24

چکیده

بافت هاي کهن، داراي گنجينه اي بي بديل و ارزش مندي هستند که مي توان با نگرشي نو به احيا و شناخت عوامل مهمي از جمله زمينه گرايي درآن ها پرداخت، تا عرصة حضور معماري غني ايراني را به چالش کشيد، و نهايتاً به بازنشاندن مؤلّفه هاي معماري گذشته و تلفيق آن ها با معماري معاصر دست يافت. روش تحقيق پژوهش حاضر توصيفي، تاريخي- تحليلي است که مبتني بر بررسي هاي ميداني و مطالعات کتابخانه اي است. هدف اين نوشتار، دست يافتن به عوامل زمينه گراي معماري، همانند دوره هاي پيشين و پرداختن به اصول و مؤلّفه هاي طراحي معماري آن ها و ارائه فضاهايي در تطبيق با کالبد زندگي امروزي است که مي تواند تداوم و پيوند بين گذشته و حال را ممکن سازد. به همين منظور تحقيق حاضر در جهت ارائه مؤلفه هاي معماري استان کردستان نمونه هاي ارزشمندي در دوره مشخصي را مورد بررسي قرارداده و در ادامه، عمارت وکيل را که ازآثار دوره قاجاري است مورد مطالعه قرار داده که در آن اصول معماري ايراني، بوم گرايي و درونگرايي کاملاً مشهود است. مساله اصلي پژوهش حاضر اين است كه، چگونه مي توان با توجه به ويژگي هاي معماري مناطق کردنشين و تأثيرات زمينه اي و فرهنگي که در ساخت خانه هاي اين مناطق تأثير گذاشته است و به بازآفريني و شناخت ويژگي هاي اين مناطق پرداخت؟ با توجه به معماري بومي خانه هاي سنندج مي توان بوسيله مؤلّفه هاي زمينه گرايي به بازتوليد و احياي اصول و معيارهاي خانه هاي آن دست يافت، همچنين در دوره معاصر ارائه معماري در بافت قديم مبتني بر ارزش هاي مناطقي از شهر سنندج امکان پذير است. يافته هاي اين پژوهش حاکي از عوامل زمينه گرا در زمينه طبقات، پلان، جهت باد، جهت و فرم پلان، نورگيرها و غيره در کالبد خانه هاي سنندج است.

واژگان کلیدی

معماري زمينه گرا، خانه، بافت کهن سنندج، عمارت وکيل

ارزيابي تطبيقي معيارهاي سنّتي و جديد اجتماع پذيري و تحقق آن در دو محلّة سنّتي و جديد (مطالعة موردي: محلة جلفا، سپاهان شهر اصفهان)

نویسندگان:  مهدی حمزه نژاد (نویسنده مسئول) زهرا شریفیان

صفحات از: 71 - 88

 تعداد بازدید:  9

 تعداد دانلود:  31

چکیده

ارتقاي تعاملات اجتماعي در محلّه از مهم‏ترين جلوه‏‏هاي تحقق پايداري در شهرها است. پژوهش حاضر ابتدا به بررسي تلقي ذهني اهالي هر دو محلّه از تفاوت شاخصه‏هاي اجتماع‏پذيري در گذشته و امروز و پس از آن به تبيين ميزان اجتماع‏پذيري با هر دو معناي سنّتي و جديد آن در سطح محلّه هاي سنّتي و جديد شهر اصفهان با استفاده از ديدگاه ساکنان مي‏پردازد تا از اين طريق بتوان راهکارهايي را براي ترميم و بازخواني اجتماع‏پذيري در محلّه‏هاي جديد و قديم استخراج و پيشنهاد نمود. رويکرد تحقيق کيفي و استدلالي و راهبرد آن استدلالي و همبستگي و از نوع بررسي تطبيقي است که در آن با استخراج شاخص‏هاي مؤثر بر پايداري اجتماعي محلّه ها از مطالعات اسنادي و روش تحليل محتوا و بررسي اعتبار آن ها با دلفي نخبگاني و پس از آن مراجعه به اهالي هر دو محل و بررسي تلقي ذهني آن ها از هر نظام اجتماعي و ارزيابي آن ها از محلّه خود، همبستگي معيارها نظري نخبگان و اهالي در هر دو نظام و فکري و تطبيق آن ها با نظام کالبدي مربوطه شناسايي و ميزان پايداري اجتماعي هر محلّه با روش هاي کمي بررسي شده است. جامعة آماري پژوهش را ساکنان هر دو محلّه جلفا و سپاهان شهر تشکيل داده اند. حجم نمونه بر اساس سطح اطمينان 95 درصد و احتمال خطاي 5 درصد براي 171 نفر تعيين شد. اعتبار اين پرسشنامه با توجّه به آلفاي کرونباخ براي محلّة جلفا معادل 0.715 و براي محلّة سپاهان شهر معادل 0.908 مورد تأييد قرار گرفت. شاخص‏ها در سه گونه(کالبدي فضايي، فرهنگي اجتماعي و انساني) و زير شاخص‏هاي اصلي طبقه‏بندي گرديد. با ارزيابي نظر خبرگان در مورد امتياز هر شاخص در اجتماع‏پذيري محلّه سنّتي و جديد و امتياز اختصاص يافته توسط ساکنان در شاخص‏هاي مورد بحث، اين نتيجه حاصل گرديد که شاخص فرهنگي- اجتماعي و کالبدي- فضايي در محلّه نوين سپاهان‏شهر و در طرف مقابل شاخص انساني در محلّه سنّتي جلفا امتياز بيش تري را در اجتماع‏پذيري به خود اختصاص داده اند که مي توان با تمرکز بر عوامل تاثيرگذار بر اين شاخص ها (در محلّه نوين تمرکز بر شاخص انساني و در محلّه سنّتي تمرکز بر دو شاخص ديگر) اجتماع پذيري هر محلّه را ارتقا بخشيد.

واژگان کلیدی

اجتماع پذيري، محلة سنتي(جلفا )، محلة نوين سپاهان شهر، اصفهان

شناسنامه نشریه

 نام نشریه

مطالعات شهر ایرانی اسلامی

 صاحب امتیاز

پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری

 مدیر مسئول

دکتر حمید آیتی

 سردبیر

دکتر احمد پوراحمد

 رتبة نشریه

علمی- پژوهشی

 موضوع نشریه

معماری و شهرسازی


 معاون سردبیر

دکتر حمیدرضا بابایی

 مدیر داخلی

مهندس مسعود دادگر

 مدیر اداره نشریات علمی

مهندس منصور ندیری