دریافت Xml شماره جاری  
 بهار   1397 - شماره (31)- سال 8  میزان بازدید : 2301

الگوشناسی تزیینات مقرنس در معماری ابنیة بازار تاریخی تبریز

نویسندگان:  احد نژاد ابراهیمی (نویسنده مسئول) زیبا سامی

صفحات از: 5 - 18

 تعداد بازدید:  98

 تعداد دانلود:  152

چکیده

مقرنس از الگوهای اصیل وکهن در معماری ایران‌ست که بعد از شناخت آن توسط معماران ایرانی در دوره‌های مختلف به تکامل رسیده و به شکل‌های متفاوت اجرا شده است. الگوهای متفاوت از مقرنس درگونه‌های مختلف معماری ایرانی هم‌چون امام‌زاده- مسجد و بازار قابل‌مشاهده است. هدف این پژوهش پاسخ به این سؤال است که شباهت‌ها و تفاوت‌ها بین الگوی مقرنس‌ها در ارسن بازار تاریخی تبریز چگونه است؟ برای یافتن این تفاوت‌ها و تشابه‌ها هندسة مقرنس‌های به‌کار رفته در بخش‌های مختلف بازار تاریخی تبریز بررسی و تحلیل شده است. به نظر می‌رسد طرح‌های مقرنس در عین وجود شباهت‌های ظاهری دارای تفاوت‌هایی در الگوی طرح‌ها با توجّه به موقعیّت قرارگیری در فضاهای متفاوت هستند که موجب ایجاد طرح‌های متفاوت شده است. این تحقیق از نظر هدف، طرحی کاربردی است؛ و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. اطلاعات لازم برای پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، پیمایش‌های میدانی (مشاهده) و ترسیم هندسة مقرنس‌ها با استفاده از نرم‌افزار اتوکد و تری دی مکس انجام شده است. چون تبریز براثر زلزله سال 1193 قمری تخریب شد و بیش‌تر بناهای آن از جمله مجموعة بازار تاریخی تبریز در دورة قاجار ساخته شد، این مطالعه می‌تواند الگوی هندسی مقرنس‌سازی دورة قاجار تبریز را نشان دهد. نمونه‌های تحلیل شده از بناهای بازار مقام صاحب‌الامر، مسجد حجت الاسلام، سرای کچه چیلر و مسجد-مدرسه حاج صفرعلی و مسجد کوچک (بالا مسجد) هستند که مقرنس دارند و بر مبنای معیارهای شکلی، ایستایی، طرح و اجرایی تحلیل شده‌اند. یافته‌های تحقیق حاکی از این است که مقرنس در بازار تاریخی تبریز به نسبت نوع کاربری در بناها، تفاوت‌هایی در نوع، شکل و مکان کاربرد دارد. مقرنس در بناهای مذهبی در کانه پوش‌های محراب‌ها و گوشه‌بندی گنبد خانه استفاده شده است. ولی در فضاهای عمومی در مکان مشرف به میان‌سرا و ایوانچه‌های طبقات فوقانی به‌کار رفته است. علاوه بر این الگوی طرح‌ها در بناهای مذهبی پیچیده‌تر از بناهای غیرمذهبی است.

واژگان کلیدی

مقرنس، بازار تاریخی، تبریز، معماری

تبیین نقش مؤلّفه‌های منظر حسّی مبتنی بر حواس در کیفیّت ادراک حسّی محیطی گذر ارگ جدید تبریز

نویسندگان:  مجید صالحی نیا (نویسنده مسئول) مهدیه نیرومند شیشوان

صفحات از: 19 - 32

 تعداد بازدید:  66

 تعداد دانلود:  91

چکیده

حواس پنج‌گانة انسان ابزارهایی هستند که درک پدیده‌ها، محیط و فضای پیرامون انسان را برای او امکان‌پذیر می‌سازند. به دلیل غالب بودن حسّ بینایی بر دیگر حواس، توجّه طرّاحان محیط کالبدی نیز اغلب به طرّاحی بصری است؛ غافل از آن‌که عدّه‌ای از افراد اجتماع، از درک کیفیّت‌های بصری ناتوان‌اند. خلق فضایی بصر محور که سایر ادراکات مخاطب خویش را نادیده گرفته، باعث ایجاد فضاهایی ناآشنا برای مخاطب در محیط کالبدی معماری و شهر و غیر انسانی شدن آن‌ها شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی ارتباط بین مناظر حسّی موجود و «کیفیّت ادراک حسّی محیطی» گذر ارگ جدید تبریز است. پژوهش از نظر ماهيّت، از نوع پژوهش‌هاي کمّي و از نظر نحوة گردآوري داده‌ها، از نوع پژوهش‌های ميداني است. جمعیّت آماري اين پژوهش را تمامي مخاطبان (ساکنان، شاغلان و بازدیدکنندگان) این محدوده تشکیل می‌دهند که در طول اسفندماه 1394هـ.ش تا اردیبهشت ماه 1395 هـ.ش در این محدوده حضور داشته‌اند که 42950 نفر برآورد شدند. با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده 380 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب‌ شده است. براي گردآوري داده‌ها از پرسشنامه استفاده شد. روايي پرسشنامه توسط کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت. پايايي پرسشنامه با استفاده از فرمول آلفاي كرونباخ 853/0 به دست آمد. نتایج حاصل از یافته‌های آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین مؤلّفه‌های منظر حسّی و کیفیّت ادراک حسّی محیطی گذر ارگ جدید تبریز همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. هم‌چنین نتایج حاصل از آزمون رگرسیون چندمتغیّره حاکی از این است که به ترتیب حس لامسه، حس شنوایی، حس چشایی و حس بویایی و در انتها حس بینایی دارای بیش‌ترین نقش و قدرت تبیین در ادراک محیطی این گذر داشته و این پنج متغیّر، توانایی تبیین 6/60 درصد از واریانس ادراک حسّی کیفیّت محیطی را دارند. در نهایت با توجّه یافته‌های پژوهش، پیشنهادهای کاربردی در خصوص راه‌کارهای عملی بهبود ادراک حسّی کیفیّت محیطی ارائه شده است.

واژگان کلیدی

منظر حسّی، حواس غیربصری، کیفیّت ادراک حسّی محیطی، ارگ جدید تبریز

تأملی بر ساختار فضایی و گونه‌شناسی خانه‌های سنّتی بخش دستگردان طبس

نویسندگان:  محمد ابراهیم زارعی سیدرسول موسوی حاجی خدیجه شریف کاظمی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 33 - 50

 تعداد بازدید:  68

 تعداد دانلود:  80

چکیده

بافت‌ مناطق تاریخی دورة اسلامی نشان می‌دهد که عوامل مختلفي چون اقليم و فرهنگ بر چگونگی ساختار و شکل‌گیری خانه‌های مسكوني تأثيرگذار بوده است. در بخش دستگردان طبس خانه‌های سنّتی متعدّدی وجود دارد که تعلّق تاریخی آنها به دوره‌هاي صفویّه تا قاجار باز می‌گردد. این خانه‌ها با ساختار پیچیده و متفاوت خود، چهرة دگرگونی در میان بافت سنّتی منطقه، به‌وجود آورده‌اند. با توجّه به قرارگرفتن ناحیه دستگردان در اقلیم گرم و خشک، بناهای این منطقه متناسب با شرایط آب و هوایی بیابانی شکل پذیرفته‌اند. خانه‌های تاریخی مورد مطالعه از عناصر کارکردی متمایزی نسبت به دیگر بناهای مسکونی برخوردارند و شاخصه‌ها و ویژگی‌های منحصر به فرد آنها ضرورت انجام پژوهش را فراهم ساخت. این مقاله در نظر دارد ضمن معرفی خانه‌های تاریخی بخش دستگردان طبس، به شناخت عناصر سازنده و ویژگی‌های کالبدی فضایی خانه‌ها، با درک اصول و ارزش‌های فرهنگی حاکم بر معماری مسکونی، به تعیین هویّت آنها بپردازد. علاوه بر این‌که با مطالعه چرایی و چگونگی ساختار معماری این بناها، می‌‌توان الگویی مناسب و پایدار برای معماری خانه‌های امروزی این منطقه طرّاحی نمود. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی و با روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است. مستندسازی ویژگی‌های معماری مبتنی بر جمع‌آوری منابع کتابخانه‌ای و بررسی‌های میدانی است. برای دست‌یابی به این هدف، تعدادی از خانه‌های سنّتی دستگردان متعلّق به دورة صفویه تا پهلوی، به لحاظ عناصر کالبدی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحقیق حاکی از هماهنگی منطقی ترکیب فضایی خانه‌های تاریخی بخش دستگردان با نوع اقلیم منطقه است و تغییر در چهرة برخی خانه‌ها ریشه در ساختار اجتماعی این جامعه دارد. به‌طور کلی تشابه کالبدی معماری خانه‌ها در حیاط مرکزی با عنوان نقش هماهنگ‌کننده و ارتباط‌دهنده میان سایر عناصر بنا، استفاده از حوض‌خانه و ایجاد باغ در پیوند با فضای خانه به عنوان الگوی قابل تأمل در دستگردان طبس است.

واژگان کلیدی

اقلیم، ساختار معماری، خانه‌های سنتی، گونه‌های فضایی، دستگردان طبس

بررسی تأثیر عوامل طبیعی (محیطی) در شکل‌گیری و ماندگاری شهر تاریخی دهدشت

نویسندگان:  ابراهیم رایگانی (نویسنده مسئول) مسعود اسلامی

صفحات از: 51 - 62

 تعداد بازدید:  62

 تعداد دانلود:  51

چکیده

دهد شت از جمله شهرهای تاریخی در جنوب غربی ایران، بیش‌ترین رونق خود را در عصر صفویه داشت. این شهر امروزه در حاشیة جنوب شرقی شهر جدید قرار دارد . با توجّه به قرارگیری این شهر در اقلیم نسبتاً گرم و خشک، مؤلّفه‌های محیطی و جغرافیایی متعددی در شکل‌گیری و ماندگاری آن مؤثّر بودند . چگونگی بر هم‌کنش این عوامل طی قرون متمادی مسأله پژوهش پیش‌رو است. هد ف از انجام پژوهش حاضر مطالعة توصیفی و تحلیلی تأثیر عوامل محیطی بر شکل‌گیری و دوام شهر در بیش از چهارصد سال است. از این‌رو، پژوهش حاضر در پی‌پاسخ‌گویی به این پرسش است که مهم‌ترین عوامل محیطی مؤثّر بر شکل‌گیری و دوام شهر تاریخی دهد شت کدامند ؟ و این عوامل چه برهم‌کنشی در طول تاریخ برای ماندگاری شهر داشته‌اند ؟ برای پاسخ به این دو پرسش، مطالعات استنادی منابع تاریخی مکتوب و بررسی‌های پیمایشی نگارندگان دو روش گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر بود که از طریق تحلیل توصیفی تاریخی به تحلیل داده‌ها انجامید. شهر تاریخی دهد شت به رغم اندک مغایرت‌های معماری و ساختاری با دیگر شهرهای ایران، دارای ویژگی‌های مشترک با آنهاست که می‌توان با شناخت و بررسی این ویژگی‌ها، الگوهای کلی شهر سنّتی ایرانی را ترسیم کرد. نتیجه آن‌که پاسخ‌گویی مناسب به ویژگی‌های طبیعی و اقلیمی (از جمله شکل گود کاسه‌ای، موقعیّت آب و هوایی خشن، تغییرات ناگهانی جوی، کمبود آب) ساختار فیزیکی خاصی را برای شهر تاریخی دهدشت تعریف کرده است که این ساختار فیزیکی موجب گردید تا مدیریّت شهری برای مشکلاتی چون تهیة آب شرب، شرایط دشوار جغرافیایی و آب و هوایی از جمله مقابله با بادهای گرم و سوزان و هم‌چنین عدم حاصل‌خیزی خاک، چاره‌جویی معمارانه و متناسب با محیط را در نظر گیرد . این چاره‌جویی‌ها معمولاً در جهت حفظ فیزیکی شهر به کمک عوامل طبیعی بود و همین امر سبب غفلت از مؤلّفه‌های دفاعی شهر شد .

واژگان کلیدی

سیر تاریخی شکل‌گیری، شهر تاریخی دهدشت، عوامل فیزیکی، معماری اقلیم گرم و خشک

بازشناسی چارچوب نظری رویکرد حفاظتی منظر شهری تاریخی

نویسندگان:  پوپک پوربهادر سمیه فدایی نژاد بهرامجردی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 63 - 74

 تعداد بازدید:  57

 تعداد دانلود:  66

چکیده

سرعت توسعه در شهرهای تاریخی و افزایش پیچیدگی کارکردهای شهری در دهه‌های اخیر سبب ایجاد تغییرات بسیار در محدودة تاریخی شهرها و رویارویی جریان‌های حفاظت و توسعه شده است. رویکرد «منظر شهری تاریخی» به مثابه رویکردی متأخّر در حوزة حفاظت شهری با هدف تحقّق حفاظت و توسعة یکپارچه و توأمان و ارتقای سطح کیفی بهره‌وری فضاهای شهری مطرح شده است. این رویکردِ ارزش‌محور هم‌چون لنزی است که از درون آن به شهر کنونی نگریسته می‌شود و بر نقش انسان و جامعه در پدید آوردن کالبد شهر تأکید دارد. مفهوم منظر شهری تاریخی بیش‌تر رویکردی برای طرّاحی شهری و مدیریّت آن بر اساس درک بافت طبیعی، فیزیکی و اجتماعی شهر است. هدف مقاله، بازشناسی چارچوب نظری منعطف در جهت حفاظت شهری بر مبنای رویکرد منظر شهری تاریخی است. برای این منظور از یک سو، اسناد، کنوانسیون‌ها و بیانیه‌های بین‌المللی مرتبط و از سوی دیگر، نظریه‌های صاحب‌نظران و متون مرتبط مورد بازخوانی و واکاوی قرار گرفته‌اند و با بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی و راهبرد استدلال منطقی و تکنیک تحلیل محتوا به بازشناخت مفاهیم پایه‌ای رویکرد حفاظتی منظر شهری تاریخی شامل اهمیّت معنایی یا به عبارتی ارزش‌های ملموس و ناملموس، اصالت، یکپارچگی و مؤلّفه‌های تعیین‌کنندة آن‌ها پرداخته شده است. در رهیافت منظر شهری تاریخی گام نخست به دست آوردن شناختی جامع از ابعاد مختلف شهر و ارزش‌های ملموس و ناملموسی است که در طول زمان آن را شکل داده‌اند. این رهیافت با حفاظت از ارزش‌ها و اصالت و یکپارچگی شهر در کالبد کنونی آن، از توسعي بی‌رویه جلوگیری کرده و با تأکید بر نقش جامعه در زندگی شهری پیوندی نویی بین گذشته و حال شهر ایجاد می‌کند. حفاظت شهری بر پایة رویکرد منظر شهری تاریخی، پاسخ‌گوی تداوم و پویایی شهر به صورت توأمان است. این امر با در نظر گرفتن لایه‌های تبیین‌کنندة اهمیّت معنایی شهر تاریخی و احترام و توجّه به زمینة شهری، حفاظت را به محرّکه‌ای برای توسعة مؤثّرتر تبدیل می‌کند که موجب تغییرات پایدار در شهر می‌شود. با توجّه به مشکلات کنونی در مدیریّت شهرهای تاریخی ایران از جمله تقابل حفاظت و توسعه در سطوح مختلف کلان تا خُرد توجّه به این رویکرد در حفاظت و مدیریّت شهرهای تاریخی ایران اهمیّت به‌سزایی دارد.

واژگان کلیدی

منظر شهری تاریخی، حفاظت و توسعة یکپارچه، اهمیّت معنایی، اصالت، یکپارچگی

تبیین نقش مدیریّت محلّه ای بر پایداری اجتماعی شهر تهران از طریق سرمایه های اجتماعی ارتباط  دهنده شهری

نویسندگان:  احمد پوراحمد (نویسنده مسئول) حمیدرضا بابایی ابوالفضل رفیع

صفحات از: 75 - 82

 تعداد بازدید:  56

 تعداد دانلود:  95

چکیده

برنامه ریزان و سیاست گذاران شهری در سال های اخیر با رویکردی مبتنی بر مدیریّت محلّه ای و به کارگیری سرمایه های اجتماعی ارتباط-دهنده، سعی در حل مسائل شهری و ارتقا و بهبود پایدارای اجتماعی در شهر کرده اند. براین اساس، هدف از نگارش این مقاله ارایۀ مدل مناسب مدیریّت محلّه ای به منظور پایدارای اجتماعی شهر تهران، با تأکید بر سرمایۀ اجتماعی ارتباط دهنده است. این مقاله بر پایۀ مطالعات توصیفی- تحلیلی و با روش گردآوری داده ها و اطلاعات با استفاده از ابزار پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته به صورت پیمایشی انجام گرفته است. جمعیّت آماری شامل تمامی شهروندان مناطق 1، 5، 8، 11 و 17 شهر تهران است که از آن 384 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. آلفای کرنباخ محاسبه شده برابر با 945/0 به دست آمد که نشان می دهد همبستگی کافی بین گویه های پرسشنامه با متغیّرشان وجود دارد. نتایج به دست آمده بیانگر تأثیر معنادار مدیریّت محلّه ای بر سرمایۀ اجتماعی ارتباط دهنده است (t=3.321>2.58). این تأثیر به میزان 402/0 است. هم چنین حضور متغیّر میانجی، مدیریّت محلّه ای با سرمایۀ اجتماعی و رابطه سرمایۀ اجتماعی با متغیّر پایدارای اجتماعی شهر تهران با 95% اطمینان معنادار بوده است. در مجموع نتایج به دست آمده، بیان می کنند که اگر مسئولان برنامه ریز محلّی شهر تهران بتوانند با افزایش میزان اعتماد از طریق مطلوبیّت عملکرد، تعّهد به وظایف و در نهایت کسب پذیرش مردمی به کشف شبکه های غیررسمی سرمایه های اجتماعی ارتباط دهنده نائل شوند، این نوع از سرمایه ها، به گسترش روابط عمودی بین مدیریّت محلّه ای و سطوح بالاتر تبدیل می شود و پیوندهای درونی در محلّه، حس تعلّق و مشارکت افزایش خواهد یافت. این نوع از سرمایه ها در نهایت از طریق ارتقا، سطح آگاهی، اعتماد و پیوندهای درونی تقویت شده و به ایجاد انجمن های توسعۀ محلّی که یکی از عوامل اصلی و بنیادی تحقّق پایدارای اجتماعی شهر است، می انجامد.

واژگان کلیدی

مدیریّت محلّه ای، سرمایه های اجتماعی ارتباط دهنده، پایدارای اجتماعی، شهر تهران

شماره های پیشین
 دوره هشتم (تعداد شماره: 4)
 دوره هفتم (تعداد شماره: 4)
 دوره ششم (تعداد شماره: 4)
 دوره پنجم (تعداد شماره: 4)
 دوره چهارم (تعداد شماره: 4)
 دوره سوم (تعداد شماره: 4)
 دوره دوم (تعداد شماره: 4)
 دوره اول (تعداد شماره: 4)
شناسنامه نشریه

 نام نشریه

مطالعات شهر ایرانی اسلامی

 صاحب امتیاز

پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری

 مدیر مسئول

دکتر حمید آیتی

 سردبیر

دکتر احمد پوراحمد

 رتبة نشریه

علمی- پژوهشی

 موضوع نشریه

معماری و شهرسازی


 معاون سردبیر

دکتر حمیدرضا بابایی

 مدیر داخلی

مهندس مسعود دادگر

 مدیر اداره نشریات علمی

مهندس منصور ندیری