دریافت Xml شماره جاری  
 بهار   1396 - شماره (27)- سال 7  میزان بازدید :

مقایسة ارتباط کودک با محلّه در محلّه‌های سنّتی و جدید (مطالعة موردی: محلّه‌های ساغریسازان و گلسار شهر رشت)

نویسندگان:  سیدعبدالهادی دانشپور عبدالحمید نقره کار (نویسنده مسئول) علی اکبر سالاری پور

صفحات از: 5 - 16

 تعداد بازدید:  17

 تعداد دانلود:  27

چکیده

وجود رابطة مثبت با محلّه تا حد زیادی به سلامت روانی و جسمانی ساکنان کمک می‌نماید. بنابر این، بسیاری به دنبال ارائة راه‌کارهایی برای احیای محلّه‌ها و ارتقای جایگاه آن‌ها در زندگی شهروندان بوده‌اند. رسیدن به این هدف در گرو شناختی عمیق از محتوی رابطة فرد با محلّه است. با توجّه به اهمیّت محلّه در شکل‌دهی پایه‌های هویّت مکان در کودکان و هم‌چنین تربیت نسل‌های آتی، مقالة حاضر به مقایسة رابطه کودکان با محلّه در محلّه‌های سنّتی و جدید می‌پردازد تا از رهگذر آن نتایجی به منظور ارتقای جایگاه محلّه در شهر ایرانی- اسلامی حاصل گردد. مقاله حاضر از روش‌های کیفی برای دست‌یابی به هدف خود بهره می‌برد. برای این کار از شیوة عکاسی توسط ساکنان برای بررسی رابطة کودک و محلّه در گلسار استفاده شده است. از کودکان خواسته شد عکس‌هایی از مکان‌ها، ویژگی‌ها، افراد و یا هرچیز مورد علاقة خود در محلّه تهیّه نمایند. سپس در جلسه‌های مصاحبة عمیق انفرادی از آن‌ها خواسته شد راجع به هر عکس توضیحاتی ارائه دهند و زندگی خود و خانواده را در محلّه شرح دهند. در مورد محلّه ساغریسازان به علت این‌که هدف به دست آوردن تجربه‌های کودکان دیروز از محلّه‌شان بود با تعدادی از ساکنان 50 تا 70 ساله مصاحبه عمیق انجام گرفت و برای کمک به بازخوانی خاطرات از تکنیک ترسیم نقشه - روایت در مصاحبه عمیق استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد زندگی کودکان دیروز در محلّه‌های سنّتی امری کاملاً اجتماعی بوده و کودک از سنین پایین با محیط اجتماعی و کالبدی محلّه درگیر می‌شدند که نتیجه آن عمیق‌ترین نوع دلبستگی و هویّت محلّه‌ای است. امّا کودکان در محلّه‌های جدیدی مانند گلسار تحت فشارهای شدیدی برای حضور در محلّه قرار دارند. محدودیّت‌های شدید برای حضور کودکان در محلّه‌های جدید می‌تواند آسیب‌های جدی به رشد اجتماعی و فکری آن‌ها وارد نماید.

واژگان کلیدی

شهر ایرانی اسلامی، محلّه ، کودکان، گلسار، ساغریسازان

تحلیل موقعیّت به مثابه روشی برای پژوهش در خصوص شهر اسلامی

نویسندگان:  احسان بابایی سالانقوچ محمد مسعود (نویسنده مسئول) بهادر زمانی کامران ربیعی

صفحات از: 17 - 28

 تعداد بازدید:  13

 تعداد دانلود:  24

چکیده

یکی از مسائل موجود در مطالعة شهر و شهرسازی اسلامی، عدم توجّه کافی به روش‌شناسی‌های منسجم و متناسب با ویژگی‌های این عرصه است. در این زمینه، استفاده از روش‌های کیفی همراه با بررسی نقّادانة امکانات و توانمندی‌های آن‌ها برای تدوین نظریّه های منسجم و کاربردی برای ارتقای شهرسازی اسلامی راه گشاست. از جمله این روش‌ها، روش نظریّة زمینه‌ای است که به صورت فزاینده مورد توجّه پژوهشگران رشته‌های مختلف و از جمله نظام‌های علمی مرتبط با محیط انسان‌ساخت قرار گرفته است. یکی از نسخه‌ها و خوانش‌های متعدّد نظریّة زمینه‌ای، تحلیل موقعیّت است. مقالة حاضر در پی آن است تا با بهره‌گیری از این روش در نمونه‌ای از مطالعات تعریف شده ذیل عنوان شهرسازی اسلامی و ضمن بررسی ماهیّت، ویژگی‌ها و مؤلّفه‌ها شهر اسلامی، امکانات و توانمندی‌های تحلیل موقعیّت در این عرصه را مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس پاسخ گویی به دو سؤال مورد نظر است: خصوصیّات، امکانات و ابزارهای پیشنهادی تحلیل موقعیّت تا چه اندازه با ماهیّت پژوهش در شهر و شهرسازی اسلامی هماهنگ است؟ چه ویژگی‌ها و مؤلّفه‌هایی برای شهر اسلامی در اسناد، متون، قواعد و گفتمان‌های مرتبط برشمرده شده است؟ این مطالعه با بهره‌گیری از داده‌های موجود در متون فارسی در خصوص شهر اسلامی و با بررسی مؤلّفه‌های انسانی و غیر انسانی، عاملان فردی و جمعی، سازمان‌ها، ساخت‌های گفتمانی و مؤلّفه‌های فضایی، زمانی، اقتصادی، سیاسی و نمادین در این موقعیت، سعی در به دست دادن تصویری روشن از این انگاره دارد. برای این منظور نقشه‌های موقعیت، عرصه‌ها/جهان‌های اجتماعی و وضعیت به عنوان قلب روش تحلیل موقعیّت تولید و ارائه شده است. روش تحلیل موقعیّت با لحاظ پیچیدگی‌ها، مؤلّفه‌ها و کنشگران گوناگون، توجّه به رویکردهای جدید و عاملین ناپیدا و خاموش، و با توجّه به موقعیّت به عنوان واحد تحلیل می‌تواند مسیری جدید برای پژوهش در شهرسازی اسلامی در اختیار قرار دهد. بخش دیگر نتایج متوجه پرسش دوم پژوهش است. در این خصوص با توجّه به نقشه‌های ترسیم شده و تحلیل‌های مربوطه می‌توان گفت شهر اسلامی انگاره‌ای چندبعدی و پیچیده است که عاملان، ساخت‌های گفتمانی، مؤلّفه‌های فضایی، زمانی، نمادین و اجتماعی مختلفی در ساخت و تعیین ویژگی‌های آن نقش دارند. هر گونه کاربست این مفهوم در پژوهش‌های مربوطه باید با توجّه به این پیچیدگی‌ها و عدم قطعیّت‌ها همراه باشد و رویکردهای مختلف، وضعیت‌های گوناگون، شرایط متنوع، و نگرش‌های متفاوت را مورد توجّه قرار دهد.

واژگان کلیدی

تحلیل موقعیت، روش تحقیق، روش‌شناسی، شهر اسلامی، شهرسازی اسلامی

مطالعه مقایسه ای شیوه‌های پرکاربرد انتقال آب در بناهای سنّتی (مطالعة موردی: شهر اصفهان)

نویسندگان:  نیما ولی بیگ (نویسنده مسئول) فرنوش ضیایی نوشین نظریه

صفحات از: 29 - 40

 تعداد بازدید:  12

 تعداد دانلود:  19

چکیده

ایران سرزمین کویری-کوهستانی است و به همین دلیل ادامۀ حیات منوط به طرّاحی و اجرای سیستم های هوشمند انتقال آب است. این وضعیّت آب و هوایی موجب شد تا راه‌کارهای متفاوتی برای انتقال آب خلق شود. کمبود آب و دسترسی دشوار به آب آشامیدنی در گذشته، معماران بومی را به فکر طرّاحی و ساخت سازه‌هایی برای رفع نیازهای گوناگون انداخت. هدف مقاله آن است که عوامل تأثیرگذار در ایجاد روش‌های مختلف استفاده از آب‌های زیرزمینی و آب‌های سطحی را در بناهای کهن اصفهان مورد تحلیل قرار دهد. پژوهشگران دیگر در این گستره به جنبه‌های مختلف سیستم‌های انتقال آب از جمله فرم، ساختار، جنس و چگونگی کارکرد آن پرداخته‌اند و هرکدام به شکل مجزا بخشی از این راه‌کارها را مورد تحلیل قرار داده‌اند. این مقاله برای نخستین بار ساختاری تطبیقی برای چگونگی انتقال آب و دلایل تفاوت و تشابه نمونه‌های گوناگون را در شهر اصفهان ارائه می‌دهد و سعی بر آن دارد با مطالعات کتابخانه‌ای، برداشت‌های میدانی، مصاحبه با استادان مربوطه و به کمک نرم‌افزارهای دوبعدی و سه‌بعدی انواع شیوه‌های انتقال آب‌های سطحی و زیرزمینی همانند انواع چرخ چاه، گاو چاه و عناصر وابسته به آن‌ها در ساختمان‌های کهن را ترسیم کند و به روش تحلیلی- تطبیقی داده‌ها را مورد بررسی قرار دهد. با بررسی‌های انجام‌شده آشکار شد که سیستم‌های گوناگون انتقال آب و دفع فاضلاب در بناهای کهن به کار گرفته شده است. این سیستم‌ها بسته به نحوة دسترسی به آب، میزان آب مصرفی، منابع ذخیره‌کنندة آب اشکال گوناگونی پیدا کرده است. استفادة هوشمندانه از اختلاف سطح که ایجاد جریان آب را از ترازهای بالا به سمت حوض انتقال می‌دهد، بخشی از این دانش کهن است. این پژوهش قابلیّت انجام بر روی سیستم‌های آب‌رسانی در سایر شهرهای ایران را خواهد داشت.

واژگان کلیدی

چرخ چاه دستی، سیستم آب‌رسانی پایی، گاو چاه، تنبوشه، اصفهان

تبيين شفافيّت ساختار فضايي معماري ايران در دورۀ صفويّه (مطالعة موردی: کوشک هشت بهشت و مسجد امام اصفهان)

نویسندگان:  علی دری غلامرضا طلیسچی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 41 - 50

 تعداد بازدید:  63

 تعداد دانلود:  78

چکیده

فضا، يکي از مفاهيم اساسي معماري است که توسط کالبد محدود و در رابطه‌اي ادراکي بین فرد ادراک‌کننده و کالبد ادراک‌شونده محسوس می‌شود. در آثار معماری، ترکیب فضاها، ساختار فضایی را شکل می‌دهند که متشکّل از روابط و کنش‌هاي دروني فضاهاست. ساختار فضایی، کیفیّات ادراکی ویژه‌ای را سبب می‌شود که نقش بنیادی در تجربه و فهم اثر معماری دارد. یکی از کیفیّاتی که در ساختار فضایی معماری ایرانی ظهور یافته، شفافيّت است که در دورة اعتلای معماری ایران، یعنی دوران صفوی، ظهور و بروز شایانی داشته است. هدف تحقيق حاضر، تبيين و دسته‌بندي شفافيّت در ساختار فضايي معماري ايران، با عطف توجّه به معماری دوران صفوی است. براي بررسي اين موضوع، بناهای این دوران با توجّه به ساختار فضایی آنها، به دو گونۀ برون‌گرا و درون‌گرا تقسیم شدند. از نمونه‌های گونۀ برون‌گرا، کوشک هشت بهشت اصفهان، و از گونۀ درون‌گرا، مسجد امام اصفهان انتخاب شدند. پژوهش حاضر، به روش مطالعۀ موردي، بر پایة داده‌های حاصل از اسناد کتابخانه‌ای و مشاهدۀ میدانی، به تحلیل، تبیین و دسته‌بندي انواع شفافيّت در ساختار فضايي معماري ايران می‌پردازد. يافته‌هاي اين تحقيق نشان می‌دهد که شفافیّت فضایی در معماری ایرانی متنوّع است. این کیفیّت ادراکي فضا، به دو صورت حرکتي/ ادراکي و بصري/ ادراکي قابل دسته‌بندي است. معماران ايرانی، با عناصری هم‌چون فخرومدين، شناشيل، هورنو، شباک و روزن، به شفافيّت بصری/ادراکی، و با عناصر دیگری نظیر حياط، ایوان و گنبدخانه، به شفافيّت حرکتی/ادراکی دست پيدا کرده‌اند. عناصر شفافيّت بصری/ ادراکی، علاوه بر عملکرد خود، سبب نورانيّت، تداوم بصری و درک همزمان درون و بيرون فضا می‌شود؛ درحالی‌که شفافيّت حرکتی/ادراکی، گشايش، سبکي، تسلسل، يکپارچگي و پيوستگی فضا را به همراه دارد؛ و انسان همواره فضا را تعریف شده، ولی بی‌پايان احساس می‌کند. درنتیجه، معماری ایرانی، به‌ویژه در دوران صفوی، واجد تسلسل و در عین حال پیوستگی فضایی است. این پیوستگی فضایی، همواره آدمی را در درون فضایی که تعریف شده قرار می‌دهد.

واژگان کلیدی

ساختار فضایی، شفافیّت، معماری ایرانی، کوشک هشت بهشت، مسجد امام اصفهان

بازشناسی اصول پنج‌گانه استاد پیرنیا در معماری خانه های سنّتی ایران و تحلیل آن با استناد به منابع اعتقادی اسلامی (مطالعة موردی: خانه‌های شهر یزد)

نویسندگان:  یعقوب پیوسته گر (نویسنده مسئول) علی اکبر حیدری مطهره اسلامی

صفحات از: 51 - 66

 تعداد بازدید:  16

 تعداد دانلود:  24

چکیده

هنر به صورت عام ابزاری برای انتقال افکار، عقاید و ارزش های مورد تأیید هر تمدّن است و با بررسی آثار هنری هر قوم، می توان به مبانی ایدئولوژیک و اعتقادی آن پی برد. در این زمینه معماری به عنوان یکی از جلوه های هنر، سهم ویژه ای در انتقال اصول و ارزش های نظری هر جامعه بر عهده دارد. آثار معماری به ویژه زمانی که صحبت از معماری اسلامی در میان باشد، تجلّی بخش سنّت اسلامی است که در بطن آیات قرآن و کلام معصوم، نسل به نسل و سینه به سینه انتقال یافته و در ادورا مختلف، به صورت های متفاوتی در آثار مختلف تجلّی یافته است. با این حال این آثار با هر شکل و کارکردی که باشند، بر اصولی واحد استوارند که در مبانی این رشته، تحت عنوان اصول معماری ایرانی-اسلامی از آنها یاد می شود. این اصول به تعبیر استاد پیرنیا مشتمل بر پنج اصل پرهیز از بیهودگی، خودبسندگی، نیارش، درون‌گرایی و مردم‌واری است که در گونه های مختلف معماری از جمله معماری خانه نمود دارد. بر همین اساس معمار مسلمان با تکیه بر مبانی اسلامی، سعی در متجلّی کردن این اصول در ساختار معماری خود داشته و در این باره از راه‌کارهای مختلفی نیز بهره جسته است. نحوة نمودپذیری این اصول در معماری خانه و هم‌چنین ریشه یابی این اصول در بنیان های نظری مکتب اسلام، هدفی است که پژوهش حاضر در پی انجام آن برآمده است. بر همین اساس در ابتدا با مراجعه به متون معماری و نیز دیدگاه صاحب نظران، راه‌کارهای عملی نمودپذیری این اصول در معماری خانه استخراج گردید و سپس با مراجعه به آیات قرآن و روایات و احادیث موجود، سعی در ریشه یابی آنها در بطن مبانی اسلامی شده است. برای این منظور از روش های تحقیق کیفی شامل روش توصیفی- تحلیلی و نیز روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که اصول پنج‌گانه معماری ایرانی-اسلامی کاملاً برگرفته از مبانی اعتقادی و ایدئولوژیک اسلامی هستند و معمار مسلمان با علم به این مبانی و در جهت تجلّی آنها در آثار خویش، از این اصول بهره گرفته است.

واژگان کلیدی

معماری خانه، اصول پنج‌گانه معماری، قرآن، احادیث و روایات

بررسی امکان استفاده از قطعات موسیقایی به عنوان منبع تولید ایدة فرم کالبدی (مطالعة موردی: الگوسازی کالبدی قطعه کرشمه از دستگاه چهارگاه)

نویسندگان:  ناجی پژمان ضیایی محمد نقی زاده (نویسنده مسئول) سیدمصطفی مختاباد

صفحات از: 67 - 76

 تعداد بازدید:  19

 تعداد دانلود:  47

چکیده

فرم کالبدی به عنوان عنصری کارآمد، حامل اطلاعات ارزش مندی است که به صورت مستقیم و یا از طریق ترجمه قابل دسترسی است. شکل‌گیری فرم نیز خود حاصل فرایند‌های پیچیده‌ای است که هر یک با رویکردی متفاوت به موضوع طرّاحی می‌پردازند. گوناگونی منابع الهام در الگوسازی کالبدی و کمبود رویکرد علمی در بسیاری از آنها، عدم اطمینان به فرایندهای تولید فرم و محصول به دست آمده از آنها را به همراه داشته است. تلاش‌های بسیاری از سوی صاحب‌نظران برای گسترش منابع تولید ایدة شکلی در طرّاحی برای بهینه کردن محصول و هماهنگی آن با بستر طرح صورت گرفته است. این پژوهش با هدف معرفی موسیقی به عنوان منبعی ارزش مند برای تولید ایدة شکلی، به دنبال پاسخ به چگونگی ترجمة متناظر مؤلّفه‌های موسیقایی به عناصر کالبدی است. برای این منظور با بررسی میزان همبستگی میان متغیّرهای موجود در دو حوزة فرم و موسیقی، امکان ترجمة مؤلّفه‌های متناظر سنجیده شده و بر پایة آن بازنمایی بصری فرم موسیقایی مورد مطالعه قرار گرفته است. به واسطة جلوگیری از اعمال نظر و تحلیل کاربر و هم چنین گسترش شمول کاربرد، در مدل پیشنهادی مؤلّفه‌های فیزیکی که دارای تعریف ثابت و مشخّص هستند، در هر دو حوزة فرم و موسیقی به صورت یک به یک و یا در صورت امکان به چند مؤلّفة متناظر ترجمه شده‌‌اند. فرایند این پژوهش به ایجاد دستور زبان تولید فرم بلاواسطه از موسیقی انجامیده و برای آزمودن شیوة پیشنهادی قطعة کوتاه کرشمه از دستگاه چهارگاه یکی از دستگاه‌های موسیقی سنّتی ایران، که دارای نوانس‌های متنوع است برای ترجمة متناظر به فرم کالبدی استفاده شده است. مطالعة نتیجه به کارگیری این دستور زبان نشان می‌دهد، محصول ایجاد شده با توجّه به تعریف مؤلّفه‌های ساختاری ایجاد فرم، از قابلیّت مناسبی برای تولید کانسپت فرم‌های معماری و یا شهرسازی برخوردار است.

واژگان کلیدی

الگو سازی، فرم کالبدی، ترجمه متناظر، مؤلّفه های موسیقی، عناصر شکلی