دریافت Xml شماره جاری  
 تابستان   1395 - شماره (24)- سال 6  میزان بازدید : 1009

تزيين هاي معماري در بارگاه و بقاع متبرکة امام زادگان مبتني بر نقوش اسلامي

نویسندگان:  حسین زمرشیدی (نویسنده مسئول) علی صادقی حبیب آباد

صفحات از: 5 - 20

 تعداد بازدید:  58

 تعداد دانلود:  65

چکیده

در ايران دوران اسلامي، معماري آرامگاهي از اهميّت خاصي برخوردار بوده است. جايگاه مقابر امام زادگان و زاهدان در حيات اجتماعي و مذهبي ايران، از قديمي ترين ايام تاکنون ادامه يافته است. اين نوع بناها امروزه بعد از مساجد بيش ترين بناهايي هستند که براي انجام مراسم مذهبي، زيارت و ... درون شهرها، روستاها به حيات خود ادامه داده اند. امام زادگان و زاهدان ما خصايص عميق، تقواي بي انتها، ظلم ستيزي و احقاق حق و آزادگي امت را، هميشه پيشه داشته اند. سرزمين ما با کيفيّت خاص جغرافيايي، سادات و امام زادگان را در خود پناه داد. ولي ويژگي مهم تر از موقعيّت جغرافيايي، وضعيّت اجتماعي ما بوده که بهترين زمينه را براي اين کار فراهم کرده است. پس از آن هم تشکيل اقطاب معنوي و ديني و اثرات اجتماعي و اقتصادي و سياسي آن ها، در زمان زندگاني ايشان و پس از آن، تا حالا هميشه منشأ اثر خير بوده است. مردم شيعه مذهب ايران، از باب ارادت به تمامي اين بزرگواران، با تمام وجود براي اين بزرگواران بارگاه و مرقد شايسته بنا کرده و به بهترين شيوة ممکن، اين آثار را تزيين قدسي نموده اند. در اين پژوهش، اهميّت و نقش معنوي امام زادگان و در نتيجه توجّه مردم به آن، معماري خاص، تزيين هاي مفصل و بازسازي پياپي بقاع امام زادگان مورد مطالعه قرار گرفته است. نوشتار حاضر به روش توصيفي- تحليلي و با بررسي هاي ميداني و مطالعات کتابخانه اي استوار است. در بقاع متبرکه امام زادگان و زاهدين حراست کامل از اصول ساختار آثار ارزشمند ياد شده بايد باشد و به امانت داري در بازسازي آن ها توجه ويژه اي مبذول گردد؛ چرا که بسياري از اين آثار داراي ثبت تاريخي بوده و از ارزش هاي بسيار والاي معماري اسلامي برخوردار مي باشند. ضمناً در گسترش اين مراکز معنوي اسلامي بايستي نهايت دقت و سليقه و حساسيت از به کارگيري پديده هاي هنرهاي قدسي و کاملاً در چهارچوب سنت با همگن بودن قسمت هاي قديمي و پيشين مورد توجه باشد.

واژگان کلیدی

امام زادگان، زاهدان، بقاع متبرّکه، عناصر تزييني، معماري اسلامي

نقش نهاد وقف در شکل گيري و گسترش شهرهاي اسلامي (مطالعه موردي؛ بافت تاريخي شهر بيرجند)

نویسندگان:  مرضیه فاریابی حسن هاشمی زرج آباد (نویسنده مسئول) مفید شاطری علی زارعی

صفحات از: 21 - 32

 تعداد بازدید:  63

 تعداد دانلود:  46

چکیده

وقف نوعي ايمان سنجي و ترازوي باورهاي قلبي مردم در طول ادوار اسلامي محسوب مي شود که در جامعة ديني ظهور و بروز معناداري مي يابد. در شکل گيري شهرهاي اسلامي عوامل چندي مؤثر بوده اند؛ از جمله اين عوامل مي توان به انديشة وقف اشاره داشت. از ديرباز بناهاي وقفي از جمله تأسيسات و خدمات عمومي بخش عمده اي از بافت معماري شهرهاي اسلامي را به خود اختصاص داده است که با احداث آن ها و افزايش جمعيّت باعث گسترش و عمران شهرها شده است. در واقع بناهاي وقفي در شکل دهي و گسترش فضاهاي شهري در طول دورة اسلامي تأثيري انکارناپذير داشته اند. اين پژوهش که بر پاية مطالعات توصيفي ـ تحليلي و با روش گردآوري اطلاعات به صورت کتابخانه اي و ميداني صورت پذيرفته، در صدد اين است تا اهميّت وقف و ابعاد گوناگون تأثيرگذاري آن بر نحوة به وجود آمدن و گسترش شهرهاي اسلامي و ساختار فضايي آن ها را به خصوص در بافت تاريخي شهر بيرجند بيان کند. يافته هاي پژوهش نشان مي دهد در بافت تاريخي بيرجند سازمان کالبدي از پيوند ميان مرکز شهر و مراکز محلّه ها از طريق فضاها و عناصر ارتباط دهنده مثل گذر اصلي و ميدان به وجود آمده است. قرارگيري بناهاي عام المنفعه در گذر اصلي و مرکز بسياري از محلّه ها سازمان فضايي اين شهر را تشکيل داده اند. شکل گيري شهر مبتني بر ساختن محلّه ها با خدمات شهري و وجود اين عناصر در بيش تر محلّه ها، پيوستگي و ارتباط قوي فضايي ميان آن ها برقرار کرده و در اين ساختار واحدهاي تشکيل دهندة اصلي شهر که از بناهاي عام المنفعه تشکيل شده است، جزو بناهاي اصلي و هسته اي با مرکز ثقل فضايي و عناصر ويژه ديده مي شوند. اين عناصر چون حسينيّه ها، تکايا، مساجد، آب انبارها، حمام ها و مدارس با فرآيندي متقابل، ارتباط فضايي مشخّصي با ساير فضاهاي عمومي شهر و سهم بسزايي در شکل گيري و در نهايت گسترش شهر در سطح و به صورت افقي داشته اند.

واژگان کلیدی

وقف، شهر اسلامي، بافت تاريخي، بيرجند

واکاوي ادراک ايرانيان در مواجهه با طبيعت (مطالعه موردي؛ بررسي توليدات علمي در رشته معماري منظر و حوزه هنر و معماري)

نویسندگان:  مریم فرهی فریمانی مهدی حقیقت بین (نویسنده مسئول)

صفحات از: 33 - 42

 تعداد بازدید:  65

 تعداد دانلود:  59

چکیده

چنين به نظر مي رسد که رفتار انسان با طبيعت و به طور خاص گياه، با اعتقاد انسان ها ارتباط مستقيم دارد. اين مهم بر زندگي فردي و جمعي انسان، شکل گيري و مکان يابي و سازماندهي کالبدي و فضايي شهرها و مجتمع هاي زيستي تأثير مستقيم داشته است. در اين باره و مطابق با نخستين هدف پژوهش حاضر، تحقيق دربارة سير تاريخي مواجهة ايرانيان با طبيعت و تبيين جايگاه آن در زندگي ايشان انجام گرفته که با استفاده از روش توصيفي- تحليلي و شامل دو بخش پيش و پس از اسلام است. مطابق با هدف دوم مقاله، ديدگاه دانشجويان و متخصصان معماري منظر به عنوان نمايندة بخشي از جامعه معاصر فعال در اين حوزه و با بررسي موضوع هاي توليدات علمي ايشان مورد مطالعه قرار گرفته است. در اين بخش از روش تحليل واژگاني و محتوايي(مفهومي) استفاده شده و نتايج حاصل بيان کنندة تغيير تدريجي جايگاه طبيعت در ميان قشر هدف و گوياي شکل گيري نگاه مادي- علمي به طبيعت در کنار نگاه ارزشي نزد آنان است. در تحليل محتواييِ پايان نامه ها، رويکردهاي عمده، شامل باغ ايراني و منظر اساطيري، مطالعة مناطق طبيعي، روش هاي حفاظت و احياي مناطق طبيعي، زيبايي شناسي طبيعت، بحران هاي محيطي شناسايي شدند که نمايندة تمايلات فکري دانشجويان معاصر کشور هستند. در بخش مقاله ها نيز موضوع هايي نظير نظم طبيعي و کيهاني، جهان مابعدالطبيعه، حضور عناصر طبيعي در معماري ايران، الهام ازگياهان در طرّاحي معماري، نقش طبيعت در شکل گيري شهر، تأثير سبزينگي بر سلامت روان، بررسي اسطوره هاي گياهي در معماري معابد، سبزراه و پارک اکولوژيکي و طبيعت گرايي در هنرِ نقاشي و فرش استخراج شدند. با توجّه به يافته هاي اين پژوهش به نظر مي رسد سه نگرش قداست گرا، نشانه گرا و علم گرا، از گذشته تا به امروز نسبت به طبيعت در ايران وجود داشته که سهم آنان متفاوت بوده است.

واژگان کلیدی

معماري منظر، تفسير منظر، طبيعت، دانش آموختگان معماري منظر

تحليل سازمان يابي فضايي و تحولات نظام شهرهاي ايراني- اسلامي (مطالعه موردي؛ استان قزوين)

نویسندگان:  حمیدرضا بابایی آتوسا آفاق پور (نویسنده مسئول) امین فرجی

صفحات از: 43 - 64

 تعداد بازدید:  96

 تعداد دانلود:  93

چکیده

طي چند دهة گذشته، در نتيجة رشد فزايندة جمعيّت و به موازات آن رشد شهرنشيني، نظام شهري تحوّلات عميقي را به خود ديده و بر تعداد سکونت گاه هاي شهري به طور فزاينده اي افزوده شده و در سازمان فضايي نظام شهري تغييراتي ايجاد کرده است. هدف از پژوهش پيش رو تحليل و ارزيابي سازمان‎يابي فضايي نظام شهري استان قزوين و شناخت تحوّلات جمعيّتي آن در سال‎هاي 1355 تا 1390 با استفاده از سه نوع شاخص‎هاي سنجش ميزان نخست شهري، تمرکز و تعادل است. نتايج نشان‎دهندة شدّت بالاي نخست شهري، تمرکز و عدم تعادل‎هاي استان در قياس با کشور در تمامي دوره‎ها به‎ويژه در سال‎هاي ابتدايي است؛ با اين وجود روند نزولي کاهش اين شاخص‎ها در طول دورة مورد مطالعه که در توافق با روند تجربه شده در کشور است، از کاهش تمرکز گرايي جمعيّت در شهر قزوين به‎عنوان نخست شهر و افزايش تعادل نظام شهري استان به رغم فاصلة بسيار زيادي که هم چنان با وضع مطلوب دارد حکايت مي‎کند؛ به‎طوري که شدّت نزديک‎تر شدن اين شاخص‎ها به ارقام مطلوب در بازه زماني مشابه براي استان قزوين بسيار بيش تر از کشور بوده ‎است. از دلايل بالا بودن ميزان تمرکز نظام شهري استان، سهم بالاي جمعيّت شهر قزوين در برابر ساير شهرهاي استان و محدوديّت تعداد و اندازة شهرهاي مياني به‎سبب عدم برخورداري از آستانه‎هاي جمعيّتي قابل قبول به ويژه در سال‎هاي ابتدايي دوره است. اما سال 1385 به‎عنوان نقطة عطفي در روند تحوّلات به وقوع پيوسته محسوب مي‎شود زيرا در نتيجه دو برابر شدن تعداد نقاط شهري استان از رقم 12 به 24 و تبديل وضعيّت تعدادي از روستاها به نقاط شهري که حتّي جمعيّتي کم تر از 5000 نفر دارند، عدم تعادل در نظام شهري استان تشديد شده که عمدتاً به حساسيّت شاخص هاي اندازه گيري ميزان تمرکز به آستانة جمعيّتي تعريف سکونت گاه ها به عنوان نقطة شهري مربوط است، به‎طوري که عدم تعادل هاي نظام شهري بر خلاف آن چه که عموماً تصور مي شود، بيش از آن که ناشي از بزرگ سري شهر مرکز استان باشد، مي‎تواند ناشي از کمبود جمعيّت شهرهاي کوچک و تغيير وضعيّت سکونت گاه‎هاي روستايي به نقاط شهري بسيار کم جمعيّت قلمداد شود.

واژگان کلیدی

نظام شهري، سازمان‎يابي فضا، نخست شهري

بررسي تطبيقي جهت گيري شبستان در مساجد سنّتي و معاصر

نویسندگان:  حمیدرضا صارمی سحر خدابخشی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 65 - 84

 تعداد بازدید:  71

 تعداد دانلود:  47

چکیده

شبستان به عنوان شاخص ترين عنصر معماري در مساجد سنّتي مي باشد که به لحاظ ساختاري و کالبدي از جايگاه مهمي برخوردار بوده است. ولي با گذشت زمان در معماري مساجد معاصر تغييرات مشهودي در ساختار و سازمان فضايي آن بوجود آمده است. از اين رو هدف اصلي اين مقاله بررسي اهميّت جهت گيري و سلسله مراتب فضايي شبستان در طرّاحي مساجد ايراني ـ اسلامي است و در نظر دارد با شناخت نظام انديشه و زيرساخت هاي تفکّر معماران مساجد ايراني ـ اسلامي به مطالعة تطبيقي جايگاه و جهت گيري شبستان در معماري مساجد سنّتي (دورة صفوي اصفهان) و مساجد معاصر (تهران) بپردازد. نمونه مورد بررسي پنج مسجد دورة صفوي شهر اصفهان و پنج مسجد معاصر شهر تهران مي باشد که ضمن برداشت موقعيّت مکاني، از نظر هندسه و چيدمان فضاي داخلي و جهت ورود به بنا تا قرارگيري در جهت محور قبله مورد تجزيه و تحليل ساختاري قرارگرفته اند. روش تحقيق در اين پژوهش، از نوع تفسير تاريخي و توصيفي - تحليلي مي باشد که با استفاده از تدابيري چون پيمايش ميداني و جمع آوري اطلاعات کتابخانه اي با مطالعة اسناد سخت و نرم به بررسي شواهد پرداخته و تحوّلات فضايي شبستان در مساجد سنّتي شهر اصفهان و مساجد معاصر شهر تهران استخراج و با ترسيم نمودارها به صورت تطبيقي بررسي شده اند. نتايج پژوهش حاصل از بررسي تطبيقي مساجد سنّتي و معاصر و تحليل نقاط قوّت و ضعف هر يک از مساجد در طرّاحي شبستان بيانگر اين موضوع است که در طرّاحي مساجد معاصر شهر تهران به جهت گيري شبستان توجه چنداني نشده و بدون تعريف درست از آن، شبستان ها به نمازخانه اي بدل شده اند که فاقد اصول خلافيّت و مفهوم گرايي و وحدت در عين کثرت مي باشند.

واژگان کلیدی

جهت گيري شبستان، تحوّلات فضايي مساجد، مساجد صفوي اصفهان، مساجد معاصر تهران

بازشناسي عناصر تاريخي هستة شهر ايراني (مطالعه موردي؛ هستة تاريخي مرکز شهر کرمانشاه)

نویسندگان:  کیومرث ایراندوست (نویسنده مسئول) کسری آشوری بهیه هاشمی

صفحات از: 85 - 99

 تعداد بازدید:  75

 تعداد دانلود:  56

چکیده

با آغاز روند نوسازي معاصر بسياري از ساختارها و عناصر شهر کهن ايراني اسلامي دچار دگرگوني شدند. از اين رو بسياري از عناصر هويّت بخش شهري که تاريخ و پيشينه و شخصيّت شهر را در خود داشت به مرور از ميان رفت و شهرها در پرشتاب ترين دگرگوني تاريخي تا آن زمان، شکل و ساختار تازه اي يافتند. شهر قديم در اين روند دگرگوني عناصر داراي کارکرد اجتماعي را از دست داد و عناصري جديد و بيش تر با محوريّت خودرو را جايگزين آن کرد. شهر تاريخي کرمانشاه که بر سر راه تجاري ايران- ميان رودان، با پيشينه اي تاريخي درخور، در دوران مختلف پيش و پس از اسلام از اهميّت چشمگيري برخوردار بود و بنا بر اسناد تاريخي تا اواخر دورة قاجار در اوج رونق و شکوفايي بوده است. از اين رو، در دوران تاريخي کرمانشاه از مرکز شهري پويا و با عناصر گوناگوني برخوردار بود. پس ازآن، با فرايند نوسازي اين شهر نيز چون بسياري از شهرهاي ايران، تحوّلات عميقي را تجربه کرد و با دگرگوني کارکرد آن و نيز ورود خودرو و ديگر نمادهاي نوسازي، مرکز شهر دچار دگرگوني ژرفي شد؛ به گونه اي که ماهيّت مرکزيّت و هويّت آن از ميان رفت و به تدريج به فراموشي سپرده شد. هدف از اين پژوهش که به روشي توصيفي تحليلي انجام گرفته، بازشناسي عناصر هستة مرکزي شهر کرمانشاه با استفاده از منابع، اسناد، سفرنامه ها و مدارک مرتبط است. يافته هاي پژوهش نشان مي دهد که با توجّه به جايگاه شهر کرمانشاه در اواخر قاجاريه مرکز شهر از عناصر گوناگون با عملکرد مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در چارچوب يک نظام سامان يافته برخوردار بود. اين عناصر با توجّه به شرايط زمان، منعکس کنندة روابط قدرت، مذهب، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع بودند که امروزه برخي از آن ها کاملاً از ياد رفته اند. عمده ترين اين عناصر عبارت بوده اند از قصر حکومتي، ميدان مشق، نقاره خانه، مسجد جامع، بازار، ميدان توپخانه و ديوان خانه.

واژگان کلیدی

مرکز تاريخي شهر، عناصر مرکز شهر، ساختار شهر، کرمانشاه