دریافت Xml شماره جاری  
 پاییز   1394 - شماره (21)- سال 6  میزان بازدید : 1994

ارزیابی کیفی تغییر عناصر شهرکهن ایرانی به شهر مدرن در جهت احیای مکان های شهری با هویّت ایرانی - اسلامی

نویسندگان:  کیومرث حبیبی (نویسنده مسئول) الهام روحانی چولائی

صفحات از: 5 - 18

 تعداد بازدید:  119

 تعداد دانلود:  182

چکیده

با نگاهی کلی به روند شهرنشینی و شهرسازی در ایران می توان دریافت، شهرهای ایران که دارای ویژگی های تکامل یافته در قرن های متمادی بودند، در چند دهة اخیر دچار تحوّلی عظیم شدند. آن چه که این شهرها به عنوان خصوصیات کالبدی در خود داشتند، فضاها و عناصر معماری - شهرسازی ارزش مندی منبعث از فرهنگ حاکم بر زندگی شهروندان بودند. ویژگی کالبدی شهر اسلامی وکارکرد عناصر آن را می توان تبلور بصری ماهیّت اسلامی آن دانست؛ آن وقت لزوم توجّه به نقش و کارکرد عناصرکالبدی برای برجسته ترشدن آن هویّت، بیش از پیش ضرورت می یابد. این مقاله با هدف بررسی تغییر عناصر شهر سنّتی به عناصر شهری مدرن و تبیین شاخص های کیفی مثبت و منفی از دست داده و یا به دست آورده، ضمن مرور پیشینه و اسناد مرتبط با موضوع و نیز نظرخواهی از متخصصان این حوزه (به روش دلفی) و روش کیفی چک لیست های دو دویی طرّاحی شهری، نشان می دهد که در صورت بی توجّهی به این عناصر، هویّت اسلامی و تاریخی آن ها کم کم رنگ می بازد و عناصری جانشین می شوند که رنگ و بوی بومی ندارند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در اثر این تغییر، ضمن آن که سطح شاخص های کیفیّت محیط همانند زیبایی بصری در بعد فرم، خلوت، دسترسی، کارایی، همه شمولی و تنوّع در عملکرد و امنیّت، آسایش و خوانایی در بعد معنا ارتقا می یابد، امّا شاخص های دیگری از کیفیّت محیط شهری همانند ارزش های معمارانه و مقیاس انسانی در بعد فرم و تعاملات اجتماعی، مشارکت و سرزندگی در عملکرد و هویّت و حس تعلّق و خودمانی و دنجی بودن محیط در بعد معنا تضعیف شده است. بر این اساس این پژوهش راهبردهایی را با هدف تقویت شاخص های مثبت و کاهش سطح شاخص های منفی در جهت دست یابی به مکان های شهری با هویّت ایرانی- اسلامی ارائه می دهد.

واژگان کلیدی

فرهنگ، شهر اسلامی، هویّت اسلامی، عناصر کالبدی، شهر مدرن.

ورود جریان های نوگرا به معماری معاصر ایران

نویسندگان:  محمدجواد مهدوی نژاد (نویسنده مسئول) پریناز منصوری مجومرد

صفحات از: 19 - 30

 تعداد بازدید:  115

 تعداد دانلود:  90

چکیده

نوگرایی یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین جریان ها در جوامع امروزی به شمار می رود که تأثیرات زیادی بر تحوّلات جوامع انسانی بر جا گذاشته است. مباحث نظری این موضوع نشان می دهد که نوگرایی علاوه بر عرصه های فرهنگی و اجتماعی، بر معماری و شهرسازی معاصر جهان و بخصوص کشورهای اسلامی تأثیرگذار بوده است. دوران زمامداری سلسلة قاجار را می توان یکی از مهم ترین دوران ها در ورود جریان های نوگرا به ایران برشمرد. هدف این مقاله تبیین چگونگی ورود نوگرایی به معماری معاصر ایران است. بر اساس چارچوب نظری پژوهش، ورود نوگرایی به معماری می تواند در شش حوزه مورد مطالعه قرار گیرد که عبارتند از: 1- پلان، 2- نما، 3- تزیین ها، 4- مصالح، 5- عنصر جدید، و 6- فضای جدید. مقاله در پی پاسخ به این پرسش ها است که، 1- ورود نوگرایی به ایران در دورة قاجار چگونه بر معماری معاصر ایران تأثیر داشته است؟ 2- تأثیر جریان نوگرا درکدام حوزة معماری ایران بیش تر بوده است؟ 3- سیر تداوم و تحوّل تأثیر جریان های نوگرا بر معماری معاصر ایران چگونه قابل توضیح است؟ برای پاسخ گویی به پرسش ها، 60 نمونه از بناهای ثبت شده از دوران قاجار به صورت تصادفی انتخاب شدند و توسط گروه پنج نفره از متخصصان معماری معاصر ایران، مورد ارزیابی قرار گرفتند. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که هر اندازه از ورود جریان های نوگرا می گذرد، عمق تأثیر این جریان ها در معماری معاصر ایران بیش تر می شود؛ به گونه ای که عناصر گرته برداری شده از تزیین ها و نمای ساختمان، پلان و سایر عناصر طرّاحی گسترش یافته است. در این پژوهش، فاصلة میان ورود اندیشه های نوگرا به حوزه های فرهنگی و اجتماعی تا تأثیر آن بر معماری معاصر ایران، با مفهوم «تجلّی کالبدی اندیشه» تببین شده است.

واژگان کلیدی

معماری معاصر ایران، نوگرایی، دوران قاجار، تجلّی کالبدی اندیشه، معماری معاصر کشورهای اسلامی

الگوهای طرّاحی معماری قلعه های استان ایلام در دورة قاجار با تأکید بر الگوهای رفتاری

نویسندگان:  جمال الدین سهیلی (نویسنده مسئول) مهناز محمودی زرندی زینب صالحی

صفحات از: 31 - 46

 تعداد بازدید:  120

 تعداد دانلود:  63

چکیده

استان ایلام دارای آثار تاریخی فراوانی است که قلعه های گونه ای از این آثار است و با توجّه به موقعیّت جغرافیایی و تاریخی این منطقه از تنوّع بیش تری و ویژگی های معماری خاصی برخوردارند. این مقاله به دنبال یافتن سبک غالب، الگوهای طرّاحی و شاخصه های بارز مشترک بین قلعه های دورة قاجار در استان ایلام است. پرسش اصلی این است که آیا مفاهیم اجتماعی- سیاسی، فرهنگی و بومی در شکل گیری عملکردها و فضاها و روابط شان در قلعه ها مؤثر بوده است یا خیر؟ بر این اساس به دنبال تحقیق و مطالعة سبک و شیوة زندگی مردم در آن زمان، معماری بومی، و شرایط اجتماعی-سیاسی و فرهنگی آن دوران است. چارچوب نظری تحقیق بر ویژگی های طرّاحی معماری مشترک قلعه ها استوار است. روش تحقیق تاریخی- تفسیری است و روش استدلال، این پژوهش قیاسی است. اطلاعات به دو شیوة اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که این نوع بناها که در اقلیم های متفاوتی و با شکل ظاهری نسبتاً متفاوت بنا شده اند و کاربری تقریباً مشابهی داشته اند؛ الگوهای مشترکی در طرّاحی آن ها لحاظ شده که تا حدود زیادی متأثر از الگوهای رفتاری گذشته بوده است. در این باره می توان به الگوهای طرّاحی زیر اشاره کرد: نوع و سبک ورودی ها، نوع پلان و روابط فضایی، جا نمایی برخی فضاها از قبیل سرویس های بهداشتی و اتاق های شاه نشین و....، تناسب فضاهای ساخته شده و فضاهای باز، هم خوانی و پیروی از سبک تزیین های دورة قاجار وکاربری قلعه ها که همه این بناها از نوع قلعه های دشتی با کاربری قلعه های دارالاماره هستند.

واژگان کلیدی

قلعه، دورة قاجار، ایلام، الگوهای طرّاحی، الگوهای رفتاری

آسیب شناسی شاخص سازی مفاهیم اسلامی در معماری اسلامی

نویسندگان:  مهدی سعدوندی محمد مهوش (نویسنده مسئول)

صفحات از: 47 - 56

 تعداد بازدید:  126

 تعداد دانلود:  97

چکیده

بیش تر تحقیقاتی که در معماری اسلامی صورت گرفته در حوزة نظری و مفاهیم کلی است. اما معماری اسلامی تحت تأثیر مفاهیم و ارزش های اسلامی شکل می گیرد و مفاهیم اسلامی اغلب انتزاعی اند؛ یعنی تنها تصوّری از آن ها در ذهن شکل می گیرد و تصدیق آن ها از طرف مقابل دشوار است، لذا بسیاری از آن مفاهیم بر اساس برداشت های متفاوت معماران تفسیر شده و در معماری مورد استفاده و ارزیابی قرار می گیرند. ولی اگر مفاهیم، معنای ثابتی نداشته باشند، غیر قابل سنجش و استفاده خواهند شد. این امر به نوبة خود به ناکارآمدی مدل های معماری اسلامی و بالتبع نارضایتی عمومی از آن خواهد انجامید. برای حرکت به سمت معماری اسلامی باید درکی از وضعیّت کنونی آن داشت و به ارزیابی، پیش بینی و برنامه ریزی آن پرداخت که بدون وجود شاخص امکان پذیر نیست. لذا شاخص سازی که به تبدیل مفاهیم ذهنی به عینی می پردازد، در معماری اسلامی ضروری به نظر می رسد. شاخص سازی از تحقیقات پیمایشی آغاز شده و در معماری و شهرسازی دارای سابقة نسبتاً طولانی است. البته در معماری و شهرسازی اسلامی نیز هر چند محدود ولی اقداماتی به منظور شاخص سازی صورت پذیرفته است. این مقاله به معرفی مختصر شاخص سازی و نیز آسیب شناسی شاخص سازی مفاهیم اسلامی در معماری اسلامی به روش توصیفی- تحلیلی می پردازد. نتیجة تحقیق نشان می دهد بسیاری از نواقص، به عدم شناخت مشخصات و ویژگی های شاخص از جمله غیر مفید بودن، عدم جامعیّت، عدم بررسی اعتبار و پایایی شاخص ها و نیز عدم رعایت کامل فرایند شاخص سازی از جمله وزن دهی آن ها برمی گردد.

واژگان کلیدی

شاخص، شاخص سازی، مفاهیم اسلامی، معماری اسلامی.

سیاست های طرّاحی فضای شهری جوباره اصفهان؛ با رویکردی بر معنای محیط در دو طیف مسلمان و یهودی

نویسندگان:  محمود قلعه نویی مجید صالحی نیا سپیده پیمانفر (نویسنده مسئول)

صفحات از: 57 - 66

 تعداد بازدید:  113

 تعداد دانلود:  58

چکیده

در طرّاحی شهری معاصر، عموماً ادراک محیط جایگزین معانی و مفاهیم محیط از دید استفاده کنندگان شده است. حال آن که معنا چیزی فراتر از ادراک است که خالی شدن طرح ها از آن، در ایجاد فضاهای شهری فاقد هویّت، فاقد تاریخ و ارتباط، تبلور یافته است. با توجّه به اهمیّت مؤلّفة معنا در ارتقای کیفیّت فضای طرّاحی شده، هدف مقاله حاضر این است تا فضای شهری تاریخی جوباره اصفهان را براساس معنای آن بین دو طیف مسلمان و یهودی ساکن، ارزیابی کرده و مبتنی بر آن، سیاست های طرّاحی ارائه دهد. برای این منظور، ابتدا معنای مکان از سه رویکرد پدیدارشناختی، اجتماعی و روان شناختی بررسی شده است. برای تبیین چگونگی تأثیر عوامل کالبدی و عوامل شناختی استفاده کنندگان بر معنای فضای شهری، مدل نظری پژوهش ترکیبی از «معنای دریافت شده»، «واقعیت موجود» و «اسکیما؛ طرح واره های ذهنی» مخاطب است. فرضیه پژوهش آن است که در تدوین سیاست های طرّاحی فضای شهری جوباره اصفهان، دین؛ به عنوان مؤلّفه مطرح در اسکیمای افراد، بر معنای ادراک شده از مکان، مؤثّر است و باید مد نظر قرار گیرد. به منظور دست یابی به معنای فضای شهری در دو طیف مسلمان و یهودی، روش اجتماعی- نشانه شناختی مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز از طریق اخذ نقشة ذهنی و پرسشنامه به دست آمد. نتایج نشان می دهد که تأثیر مؤلفه دین بر معنای ادراک شده بین دو طیف شهروندان، قابل توجّه است. طیف یهودی غالباً به کانون هایی متعلق به اجتماع یهودیان مانند فضای اطراف کنیسه ها، دلبستگی نشان دادند و معنای فضاهای شهری چون بازار، بوستان و غیره را با کلماتی چون، شلوغ، زشت و تکراری بیان نمودند. مسلمانان معنای فضاهای شهری مورد مطالعه چون بوستان، بازار و مرکز محلّه را با کلماتی چون زیبا، دل باز و متنوّع توصیف کردند. براین اساس، سیاست هایی ارائه شده است که می تواند مدلی برای آگاهی طراحان و مداخله گران کالبدی محیط فراهم آورد تا اقدامات خود را منطبق بر معنای دریافتی باشندگان از محیط، و با تفکر دینی منحصر به آن ها استوار سازند.

واژگان کلیدی

معنا، فضای شهری، جوباره اصفهان، یهودی، مسلمان

گونه شناسی کالبدی میدان های مرکز محلّه در بافت تاریخی گرگان

نویسندگان:  الهه سادات موسوی سروینه باغی نینا مرادی احسان رنجبر (نویسنده مسئول)

صفحات از: 67 - 78

 تعداد بازدید:  102

 تعداد دانلود:  72

چکیده

شهر گرگان به عنوان یکی از مراکز مهم تمدن در شمال ایران، در دورة قاجاریه به تبع این که مهد خاندان قاجار است، دارای اهمیّت سیاسی و اداری دوچندانی شد؛ به گونه ای که می توان گفت نمونة نسبتاً کاملی از شهرسازی دورة قاجاری را می توان در بافت تاریخی این شهر مشاهده کرد. از حیث نگاه به شاخصه های فضاهای شهری در شهرسازی ایرانی-اسلامی، بافت تاریخی گرگان دارای الگوهای متنوّع و ترکیب منحصر به فردی از میدان های مراکز محلّه است که از بعد عملکردی دارای هویّت مذهبی به عنوان تکیه بوده اند. با وجود نمونه های ارزش مند برای استخراج اصول شهرسازی ایرانی-اسلامی از این میدان ها، تاکنون پژوهش منسجمی در این زمینه انجام نشده است. این پژوهش، به عنوان نخستین گام در این حوزه، تمرکز بر گونه شناسی کالبدی این میدان ها دارد. روش پژوهش مبتنی بر رویکرد گونه شناسی نسبت به فضای شهری، از مطالعات تفسیری- تاریخی، تحلیل محتوا و شبیه سازی بهره می گیرد. ضمن مستندسازی وضع موجود میدان های مرکز محلّه بافت تاریخی گرگان به عنوان یکی از نتایج مهم پژوهش، تحلیل ها حکایت از آن دارد که از لحاظ کالبدی، این میدان ها دارای شاخصه های مشترکی در نوع دسترسی، نفوذپذیری و تناسبات حجمی هستند. هم چنین اصل انعطاف پذیری در تغییر عملکرد فضای میدان ها به ویژه در ترکیب با عملکرد مذهبی و تجاری، به عنوان اصلی پایه در طرّاحی مد نظر بوده است.

واژگان کلیدی

گرگان، دوره قاجار، تناسبات و فرم، دسترسی و نفوذپذیری.