دریافت Xml شماره جاری  
 زمستان   1393 - شماره (18)- سال 5  میزان بازدید : 766

مقایسة تطبیقی ساختار شهر اسلامی با شهر غربی (با تأکید بر نظریة شهر ماکس وبر)

نویسندگان:  احمد پوراحمد ابوذر وفایی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 5 - 12

 تعداد بازدید:  66

 تعداد دانلود:  58

چکیده

ویژگی های فرهنگی و مکانی، پیشینة تاریخی و شرایط اجتماعی از عوامل مهم تشخص و تمایز مجموعه ها در شهرها و کشورهای مختلف هستند. شهرهای دورة اسلامی، مبتنی بر ارزش های سنّتی و بازتابی از اندیشه ها و فرهنگ اسلام در تمامی جوانب هستند که بازتاب این اندیشه ها و ارزش های اسلامی در ساختار شهر، با تفکرات اندیشمندان غربی در خصوص مؤلفه های جامعة شهری قابل بررسی و تحلیل است. با عنایت به اینکه ماکس وبر برای جامعه شهری مشخصات و مؤلّفه های خاصی برشمرده و معتقد است برای این که هر واحد اجتماعی، شهر محسوب شود باید حداقل دارای پنج ویژگی شامل برج و بارو، بازار، دادگاهی مستقل و برخوردار از حداقل قوانین داخلی مستقل، اشکال مختلف انجمن متکی بر انتخاب آزاد افراد و استقلال نسبی و قدرت ادارة امور توسط کارگزاران برگزیدة شهروندان )بورژواها) باشد، لذا این پژوهش بر آن است بر اساس مؤلّفه های شهری برشمرده شده در نظریّة ماکس وبر ساختار شهر های اسلامی را مورد بحث و بررسی قرار دهد و به این پرسش ها پاسخ دهد: 1- آیا جامعة شهری اسلامی در طول تاریخ دارای ویژگی های جامعة شهری مورد نظر وبر بود؟ 2- آیا شهرهای حوزة تمدّن اسلامی دارای سازمان اجتماعی - فضایی متمایز نسبت به دیگر حوزه های تمدنی بوده اند؟در این پژوهش با مرور منابع و اسناد مختلف و معتبر در زمینه شهر اسلامی الگو و ساختار مورد توجه محققان شناسایی و مقایسة تطبیقی آن با نظریّة شهر ماکس وبر انجام گرفته است. یافته های مورد نیاز در این پژوهش به روش اسنادی گردآوری شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد، اظهارات وبر در خصوص رد تعبیر شهر اسلامی به دلیل نداشتن مؤلّفه هایی هم چون انجمن های صنفی و استقلال حقوقی و سیاسی درآن ها تعبیری ناقص است، چرا که مطالعات صورت گرفته توسط برخی از محققان، شرق شناسان و مورخان در خصوص شهرهای اسلامی، منجر به ارائة چندین مدل نسبتاً مشابه در ادبیات شهر اسلامی شده است، هم چنین تعالیم اسلامی نیز ویژگی هایی از شهر اسلامی را بیان می کنند.

واژگان کلیدی

شهر اسلامی، نظریّه شهر ماکس وبر، شهرهای غربی. ساختار اجتماعی- فضایی شهر

تحلیل منظر شهری تاریخی سلطانیه بر اساس توصیه نامه 2011 یونسکو (مطالعة موردی: محور حدفاصل گنبد سلطانیه تا مقبره ملاحسن کاشی)

نویسندگان:  سیدحسن تقوایی مهری مطهری راد (نویسنده مسئول)

صفحات از: 13 - 24

 تعداد بازدید:  51

 تعداد دانلود:  18

چکیده

سلطانیه جزو مناطق بی نظیر ایران و حتی جهان است که آمیختگی ارزش های تاریخی، فرهنگی و محیط طبیعی را یک جا به نمایش می گذارد. محوطة تاریخی سلطانیه به عنوان یکی از معدود آثار باقی مانده از تمدن ایلخانان شامل اثر میراث جهانی گنبد سلطانیه و سایر عناصر تاریخی و طبیعی ارزش مند مجاور آن بویژه چمن تاریخی سلطانیه می شود. در دهه های اخیر، گسترش نامناسب شهری سبب بروز برخی مسایل و ناهنجاری های بصری و محیطی در منظر شهری تاریخی سلطانیه شده که در مواردی نیز بعضی قابلیّت های تاریخی، طبیعی و فرهنگی آثار و مناظر را با تهدید مواجه کرده است. در این مقاله تلاش شده ضمن ارائة نتایج پژوهش انجام گرفته در زمینة بهبود کیفیّت منظر شهری تاریخی سلطانیه، به اهمیّت نقش منظر پیرامون آثار ثبت جهانی به عنوان موضوعی مؤثّر در بهبود کیفیّت منظر شهری تاریخی توجّه شود. بر این اساس، روش کار بر مطالعة میدانی و اسنادی بویژه بهره گیری از توصیه نامه 2011 یونسکو در بررسی توصیفی- تحلیلی بخشی از منظر محوطة تاریخی سلطانیه است. در این مورد، نخست مفهوم رویکرد منظر شهری تاریخی و لایه های سازنده آن بررسی شده است. سپس با بسط و تطابق آن به منظر شهری تاریخی سلطانیه، فعالیت های انسانی ـ اجتماعی، جلوه های بصری محیط، کیفیّت و قدمت شبکه راه های موجود، مزارع و شبکة کرت بندی آن، شبکة آبی، کانون های تاریخی، محدوده های حفاظت حریمی و هم چنین مواضع دارای قابلیّت فضاسازی و استقرار فعالیّت به عنوان اصلی ترین عناصر سازندة منظر شهری تاریخی و قابلیّت های این شهر مورد شناسایی قرار گرفته است. نتیجه نهایی پژوهش تاکید دارد این عناصر در ارتباط با هم منظر شهری تاریخی را، به طور یک پارچه و به عنوان نوعی هویّت و ارزش معرفی می کند و در بر گیرنده جداول و نقشه های تفکیکی از لایه های سازنده منظر شهری تاریخی در حوزه جنوبی گنبد سلطانیه و محور حدفاصل گنبد تا مقبره ملاحسن کاشی است که با تکیه بر تحلیل داده ها و بررسی های میدانی استخراج شده اند.

واژگان کلیدی

محوطه های میراث جهانی، منظر شهری تاریخی، توصیه نامه 2011یونسکو ، سلطانیه، مقبرة ملاحسن کاشی.

بررسی اجتماع پذیری فضاهای تجاری در رویکرد اسلامی

نویسندگان:  مهدی حمزه نژاد صدیقه معین مهر (نویسنده مسئول) پریا سعادت جو

صفحات از: 25 - 38

 تعداد بازدید:  73

 تعداد دانلود:  30

چکیده

اگرچه بازارها کانون پویای شهرها هستند، ولی حساسیّت نگرش های معنوی سبب محدودیّت در جلوه گری کالبدی این فضاها و میزان اجتماع پذیری آن ها می شود. این مقاله تلاش می کند تا روشن سازد که دیدگاه معنویّت اسلامی چه تأثیراتی در میزان اجتماع پذیری مراکز تجاری شهری دارد. به نظر می رسد بین مراکز خرید معاصر و بازارهای گذشته تفاوت های کالبدی و مفهومی بسیاری وجود دارد. به منظور اصلاح و بهبود این مراکز، لازم است ابتدا مبانی بازارهای سنّتی در بحث اجتماع پذیری به دقّت بررسی شود و سپس میزان تحقّق آن ها در مراکز امروزی مورد مطالعه قرار گیرد. هیاهوی جاذبه ها و هیجان ناشی از آن در مراکز خرید امروزی، طمأنینة درونی را از انسان می گیرد و این همان دلیل نکوهش عارفان دینی از محیط بازار است. این پژوهش، با رویکردی انتقادی و متکی به روش آزادی پژوهی و استدلال منطقی است و هدف آن ارائة الگویی برای طرّاحی فضاهای تجاری معاصر با نگاهی به اجتماع پذیری در رویکرد اسلامی است. بدین منظور با استفاده از متون دینی، ابتدا اصول اجتماع پذیری حاکم بر این فضاها معرفی و سپس شیوه های تحقق آن ها در شهرهای گذشته و معاصر مطالعه شده و با اصول مرتبط در شهرسازی جهان مقایسه گردیده است. براساس نتایج به دست آمده، این اصول در دو بخش سلبی و ایجابی قابل تفکیک است که از مهم ترین آن ها می توان به ضرورت پرهیز از تظاهر بازار، تعریف حداقلی از نقش فراغتی بازار، ترکیب نقش اجتماعی- فرهنگی در بازار با مسجد، قابلیّت بازار برای تعظیم شعائر دینی و ... اشاره کرد. این اصول اگرچه به خوبی در شهرهای سنّتی قابل مشاهده است، ولی برخی از آن ها امروزه در طرح های توسعة شهری و تحت تأثیر نظریّه های جهانی به طور جدی مورد خدشه قرار گرفته اند. با این حال این شرایط، مربوط به حالت آرمانی دینی است و تحقّق آن در شرایط مصرف گرای معاصر نیاز به بسترسازی های گسترده دارد که در ابتدا ممکن است مورد واکنش های سریع سنّت ستیزانه قرار گیرد.

واژگان کلیدی

بازار، اجتماع پذیری، معماری اسلامی، اصول دینی ، مراکز خرید معاصر.

بررسی میزان انطباق معماری مساجد با نیازهای زنان (مطالعة موردی: مساجد شهرستان ساری)

نویسندگان:  عباسعلی شاهرودی سید حمزه حسینی زینب مومنی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 39 - 54

 تعداد بازدید:  56

 تعداد دانلود:  18

چکیده

یکی از معیارهای مهم طرّاحی فضاهای مذهبی، بخصوص مساجد، افزایش احساس معنویّت در نمازگزاران با حضور در فضای مسجد است. جنسیّت یکی از عوامل تعیین کننده در مطلوبیّت شاخص های کالبدی مسجد از دیدگاه استفاده کنندگان آن است. این مقاله در پی یافتن ارتباط معنادار بین جنسیّت و معماری مساجد با هدف رضایت مندی تمامی گروه های استفاده کننده به خصوص زنان و بالا بردن احساس معنویّت آنان در فضای مسجد با در نظر گرفتن نیازهای فیزیکی و روانی زنان در طرّاحی معماری مساجد است. بنابر فرضیّه تحقیق، مساجد امروزی متناسب با برخی از نیازهای فیزیکی و روانی استفاده کنندگان آن ها طرّاحی نشده اند. این در صورتی است که ویژگی ها و شاخص های فیزیکی مساجد می توانند بر حس معنویّت نمازگزاران تأثیرگذار باشند. در فرآیند آزمون فرضیّه، از روش مطالعات کتابخانه ای و تاریخی پیرامون نسبت زنان و مساجد و روش میدانی با تکنیک پرسشگری و مشاهده و تجزیه و تحلیل داده های آماری و سنجش همبستگی شاخص های فیزیکی با احساس معنویّت در بیش از 6 مسجد در سطح شهرستان ساری استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد عوامل فیزیکی نقش تعیین کننده ای در حس کلی بیننده از شبستان و در حس معنویّت نمازگزار تأثیر دارد. بدین معنی که هر چه عوامل فیزیکی مطلوب تر باشند، حس معنویّت در شبستان بیش تر است. از این رو، عوامل فیزیکی می توانند تأثیر قابل توجّهی بر احساس روانی و میزان خوش آیندی فرد در فضا داشته باشند. روشن است حس معنویّت در فضای شبستان بر روان نمازگزار تأثیر مثبت و سازنده ای دارد و هدف کلی فرد از ورود به فضای مسجد را محقق خواهد ساخت.

واژگان کلیدی

مسجد، زنان، نیازی های فیزیکی، نیازهای روانی، حس معنویّت.

الگویی برای تنظیم رفتار در فضای معماری بر اساس الگوهای ایده آل رفتار ـ کالبد در اسلام (مطالعة موردی: نمازخانه های فرودگاه )

نویسندگان:  مسعود ناری قمی محمدجواد عباس زاده (نویسنده مسئول)

صفحات از: 55 - 66

 تعداد بازدید:  53

 تعداد دانلود:  27

چکیده

مطالعات رفتارشناسی با در نظر داشتن دوگانۀ کالبدِ معماری و فرهنگ، همواره از جایگاه ویژه ای در نظریّه های محیطی برخوردار بوده است. موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل این گونه مطالعات در جهت نزدیک شدن به «تنظیمِ رفتار» با تکیه بر فرهنگ اسلامی است. برای این منظور، پس از بحثِ مکفی پیرامون چارچوب نظریِ پژوهش که گرایش های معاصرِ طرّاحی را در حوزۀ تنظیم رفتار مدّ نظر قرار می دهد، مدلی برای برنامه دهی برای در نظر گرفتنِ دو مقولة «واقعیّت های رفتاری» و «ایده آل های رفتاری» ارائه شده است. به منظور پیاده کردنِ مدل و هم چنین برای حصول نتایج دقیق از «نمازخانه های فرودگاه» به عنوان نمونه موردی استفاده شد که پس از جمع آوری اطلاعات به روش پیمایشی، اطلاعات در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. روش تحقیق در نوشتارِ حاضر، بر اساس روش کیفی و استدلال منطقی استوار است. ضمناً بررسی اسنادی و مطالعه کتابخانه ای، بنیان تحلیل، توصیف و تفسیر نتایج در این مقاله را شکل می دهد. نتایج حاصل از اِعمال مدل بر برنامه دهی نمونة موردی نمازخانة ترمینال فرودگاه ها نشان داد که واقعیّت های رفتاری (شامل میزان وقوع رفتارها و نیز نظر کاربران نسبت به آن ها) می تواند مبنایی واقعی را برای «چانه زنی» برنامه ای فراهم کند که به جز طرّاح و کارفرما، فرهنگ کلّی (در این جا، اسلامی) نیز در آن یک طرف قوی باشد و ماحصل آن به صورت الزامات طرّاحیِ برآمده از فرهنگ کلّی و واقعیّت های رفتاری، ارایه شود.

واژگان کلیدی

مدل، برنامه دهی، تنظیم رفتار، فرهنگ اسلامی، نمازخانه، فرودگاه.

پژوهشی در معماری آیینی دخمه های زرتشتیان (مطالعه موردی: دخمه های مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا و گلستان بانوی یزد)

نویسندگان:  رویا شینی غلامپور (نویسنده مسئول) داریوش حیدری بنی محمدمهدی کریم نژاد

صفحات از: 67 - 79

 تعداد بازدید:  96

 تعداد دانلود:  56

چکیده

شهر یزد جایگاه تعدادی از دخمه های تاریخی باقیمانده زرتشتیان است که بیانگر فصلی مهم و طولانی از فرهنگ و اعتقادات مذهبی رایج و حاکم در سرزمین پهناور ایران قبل از اسلام هستند. اگرچه دیگر دخمه گذاری مردگان انجام نمی شود، لیکن پیروان آیین زرتشتی هنوز به صورت اقلیتی دینی باقی مانده و در کنار دیگر ادیان به حیات خود ادامه می دهند. هدف از پژوهش، بررسی و شناخت معماری دخمه ها در آیین تدفین زرتشتی است. به دنبال دست یابی به این هدف، پرسشی که مطرح می شود این است که چه عوامل عملکردی و اعتقادی و آیینی در طرّاحی دخمه ها مؤثّر بوده اند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است که با توجّه به ارزش های تاریخی و فرهنگی و هم چنین معماری زیبا و مکان یابی بکر آنها این مقاله ابتدا زرتشتیان و اعتقادات آنان و تدفین در آیین زرتشتی را به اجمال معرفی کرده و پس از آن با معرفی دو دخمة مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا و گلستان بانو به مطالعه تطبیقی- آنها پرداخته است. نتایج این مقاله، نشان دهندة آن است، که دخمه ها دارای ویژگی های معماری بکر و دست نخورده ای هستند که مطالعه و شاخت آنها منجر به شناسایی و شناخت بیش تر و بهتر گوشه ای از معماری ایرانی خصوصاً معماری تدفینی گردید. هم چنین مشخص شد که طرّاحی و ساخت دخمه ها بر اساس اعتقادات دین زرتشتی در مورد سرنوشت جسم و روح انسان، پس از مرگ است. به هین جهت معماری آنها به جز برخی تفاوت ها و اختلا ف های جزئی، در کل یکسان و واحد است.

واژگان کلیدی

معماری دخمه، دخمه مانکجی و گلستان بانو، دین زرتشت، آیین تدفین، یزد.