دریافت Xml شماره جاری  
 بهار   1393 - شماره (15)- سال 4  میزان بازدید : 648

معماری مساجد ایران و هنرهای قدسی آن

نویسندگان:  حسین زمرشیدی زهرا زمرشیدی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 5 - 20

 تعداد بازدید:  62

 تعداد دانلود:  24

چکیده

مسجد، كانون یكتاپرستی، باید از زیبایی های معنوی برخوردار باشد. هنرهای بدیع وابسته به معماری از قرون اولیه اسلام آغاز شد و در ادوار اسلامی به تحقق كامل رسید، رشد كرد و در مقیاسی وسیع و در شاخه های متعدّد، سبب به وجود آمدن هنرهای قدسی مساجد شده است. مساجد ایرانی صدر اسلام تا قبل از دوره آل بویه رواقی بوده اند. اما از آن دوره به بعد با توّجه خاص بزرگان، حكما، پادشاهان و بالاخص هنرمندان معمار و بنّا مساجد با تحوّل عمده ای مواجه شدند و طرح های شبستانی و بعدها چهل ستونی با اجراهای مطلوب و بویژه نماسازی های بسیار چشمگیر از هنر بخصوص در دوره صفویه به وجود آمدند. روند مسجدسازی از دورة صفویه تا امروز هم چون با اصالت از طرح و نقوش بس زیبا در نماسازی ها بهره زیاد برده است، كه در مواردی فراوان آثار بدیع و شگرف برای ایران به جهان اسلام تقدیم گردیده است. به طوركلی، مسجدسازی باید از سه اصل: طرّاحی، اجرای سازه ای و نماسازی های شگرف الهی برخوردار باشد و با استفاده از مصالح گوناگون و با حسن سلیقه خلق شود تا زیباسازی مسجد را از هر جهت كامل سازد. در ساختار مساجد امروزی، علاوه بر در نظر گرفتن این سه اصل، ضروری است فضاهای لازم در مقیاسی قابل قبول و سپس با لحاظ اصول معماری ساخته شود تا مسجد غیر از كانون توحیدی، با فضاهای خود سبب ایجاد انگیزه های فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، تحقیقاتی، هنری، تفریحی ورزشی و ... برای عامه مردم، خصوصاً جوانان شود. این بررسی با اتکا به روش توصیفی - تحلیلی تاریخی به انجام رسید و اطلاعات مورد نیاز با مطالعه کتابخانه ای و مشاهدات میدانی جمع آوری می گردید.

واژگان کلیدی

مساجد ایران، هنرهای وابسته به معماری، هنر قدسی، مسجد و تحول ساختاری، فضاهای نیاز مسجد،

بررسی قابلیّت های فضای معماری برای ایجاد بسترِ پاسخ گویی به نیازهای انسان از منظر اسلام مطالعة موردی: خانه های زینت الملکِ شیراز و بروجردی های کاشان

نویسندگان:  عبدالحمید نقره کار فرهنگ مظفر سمانه تقدیر (نویسنده مسئول)

صفحات از: 21 - 34

 تعداد بازدید:  60

 تعداد دانلود:  21

چکیده

بنا بر نظر پژوهشگران حوزة طرّاحی محیط، آن چنان که لازم است به مقولة قابلیّت های فضای معماری برای پاسخ گویی به نیازهای انسان پرداخته نشده است. مقاله حاضر با مد نظر قرار دادن آخرین دستاوردهای پژوهشی پیرامون این موضوع، به دنبال شناخت مدلی جامع و کاربردی از نیازهای انسان و سطوح قابلیّت های فضای معماری برای بستر سازی برای اغنای نیازهای او از منظر اسلام است. برای این منظور مروری بر مهم ترین دیدگاه های اسلامی پیرامون موضوع انجام گرفت. ابتدا با مقایسه تطبیقی، اطلاعات به دست آمده دربارة نیازهای انسان طبقه بندی شد و با محور قرار دادن تعریف امام علی(ع) از مراتب نفس انسان مدلی از نیازهای انسان در تناظر با مراتب نفس او ارائه گردید. با توجّه به یافته ها و با استفاده از روش استنباط و استدلال منطقی، قابلیّت های فضای معماری در چهار سطح متناظر با نیازهای چهارگانه انسان(نیازهای مادی، روانی، عقلانی و روحانی) تعریف شد و در مرحله بعد با توجّه به آموزه های اسلامی، نمونه هایی از راهبردهای مفهومی و راه کارهای عملی برای ایجاد قابلیّت های چهارگانه در فضای معماری ارائه شده است. سپس برای بررسی قابلیّت اجرایی و تحقّق پذیری راه کارهای ارائه شده و نقش آن ها در خلق آثار معماری ماندگار، دو نمونه از آثار معماری ایران که شایستگی آن ها مورد تأیید متخصصان حوزة معماری است (خانه زینت الملکِ شیراز و بروجردی های کاشان) مورد مطالعه قرار گرفت و راه کارهای ارائه شده در آن ها بازخوانی شده است. در نهایت براساس دستاوردهای این پژوهش می توان مطرح نمود که فضای معماری می تواند چهار سطح قابلیّت متناظر با نیازهای چهارگانه انسان ایجاد نماید. اما نکتة مهم این است که فضای معماری قابلیّت دارد نیازهای مادی و روانی انسان را به صورت نسبی تأمین نماید، اما تنها می تواند بستری برای تأمین نیازهای عقلانی و روحانی او فراهم آورد، زیرا سیر تکامل انسان ها امری آگاهانه و اختیاری است.

واژگان کلیدی

معماری، قابلیّت محیط، نفس انسان، نیازهای انسان، اسلام،

نقش حیاط در معماری معاصر ایران؛ مطالعه موردی: دوره های قاجار و پهلوی

نویسندگان:  محمدجواد مهدوی نژاد (نویسنده مسئول) مجید منصورپور محمد هادیان پور

صفحات از: 35 - 46

 تعداد بازدید:  239

 تعداد دانلود:  151

چکیده

معماری سنّتی و گذشته را می توان سرشار از مفاهیمی دانست که بر اساس فرهنگ، عقاید، محیط و بسیاری از مسائل دیگر به شکل کالبدی انسجام یافته و با توجّه به نیازهای ساکنان شکل گرفته است. حیاط با قرارگیری در مرکز خانه، نقش بسزایی در تنظیم و انسجام فعالیّت ها، حریم ها، ارتباطات در معماری و زندگی خانه های ایرانی ایفا می نموده است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی سیر تحوّل معماری حیاط و فضای باز مسکونی است. سؤال اصلی تحقیق را می توان این گونه ذکر نمود: دیدگاه و نگرش به حیاط در مسکن سنّتی دزفول به چه صورتی بوده است و کالبد و هندسة حیاط در دوران معاصر به چه صورتی تغییر کرده است؟ لذا با توجّه به ماهیّت تحقیق از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده شد و 24 نمونه از خانه های معاصر دزفول در استان خوزستان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در سیر تحوّل الگوهای حیاط، بسیاری از مفاهیم باارزش مانند محرمیّت و درون گرایی، محوربندی، نورگیری و مسائل اقلیمی در دورة پهلوی، کم رنگ تر شده است. نتایج مطالعات نشان می دهد حیاط در خانه های سنّتی سه نقش فرهنگی ـ اجتماعی، اقلیمی ـ محیطی، و کالبدی و ساخت را ایفا می نموده است که سبب دو نوع انسجام شکلی و محتوایی می گردید. سیر تحوّل نشان دهنده این است که انسجام محتوایی بیش از انسجام شکلی تحت تأثیر قرار گرفته است. از این رو، به نظر می رسد در صورت توجّه به هویّت ایرانی ـ اسلامی و هم چنین نیازهای انسانی می توان نقش انسجام دهندة فضاهای باز را در معماری مسکونی حاضر احیا نمود.

واژگان کلیدی

فضای باز، معماری معاصر دزفول، انسجام خانه، معماری سنتی ایران، الگوهای حیاط،

بررسی اصالت اسلامی ایرانی در مساجد نوگرای معاصر مطالعه موردی: طرح مسجد چهارراه ولی عصر(عج) تهران

نویسندگان:  مهدی حمزه نژاد مائده عربی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 47 - 62

 تعداد بازدید:  73

 تعداد دانلود:  18

چکیده

در عصر حاضر، با ظهور فناوری جدید، شاهد ساخت مساجدی هستیم که کالبدی متفاوت از مساجد گذشته دارند. قرارگیری آن ها درکنار مساجد سنّتی در بافت شهری امروز، این پرسش را در ذهن مخاطبان ایجاد می کند که آیا مساجد امروزی با شکل جدید می توانند زمینه ساز رشد و تعالی انسان، که هدف اصلی عبادت است، باشند؟ هدف از این نوشتار بررسی چگونگی انطباق شکل و کالبد مساجد جدید با مبانی نظری خاص مساجد در حکمت اسلامی است. به این منظور نمونة موردی مسجد چهار راه ولی عصر تهران(طرح رضا دانشمیر)که کالبدی نوآورانه دارد، بررسی شده است. روش تحقیق در این مقاله به شیوة استدلال منطقی (مفهوم به مصداق) است. بدین منظور ابتدا مبانی نظری مسجد در دو بعد تشخّص شهری و فضای عبادی درونی، بر اساس فقه اسلامی، مطرح گردیده و معیارهای طرّاحی مسجد از آن استخراج شده و بر آن اساس گونه شناسی مساجد معاصر مورد بحث قرار گرفته است. سپس ویژگی های مسجد ولی عصر تهران به عنوان نمونه ای از مساجد متجدّد معرفی و مبانی نظری آن، با توجّه به اصول و معیارهای به دست آمده، بررسی شده است. نتایج حکایت از آن دارد که برخی دگرگونی های ناشی از پیشرفت فناوری در معماری ضروریست، اما باید مرزی مشخّص برای آن در نظر گرفته شود تا تغییرات شکلی باعث تغییر مفاهیم والای انسانی نگردد و معماری مسجد در عین بداعت، هم چنان بازگوکنندة تعالیم اسلامی باشد. در مسجد چهارراه ولی عصر تلاش برای بداعت و هماهنگی با محیط باعث شده است که معنا و هویّت اسلامی در آن کمرنگ شود و بنا خوانایی خود را، که برای مسجد امری ضروریست، ازدست بدهد.

واژگان کلیدی

حکمت اسلامی، مسجد، مسجد چهارراه ولی عصر تهران،

بررسی ظرفیّت توسعة میان افزا در فضاهای موقوفه شهری مطالعه موردی: ناحیه 3 منطقه 2 شهر یزد

نویسندگان:  هاشم داداشپور (نویسنده مسئول) علی اکبر تقوایی

صفحات از: 63 - 78

 تعداد بازدید:  73

 تعداد دانلود:  16

چکیده

علی رغم این که اراضی وقفی همواره نقش بسیار مؤثّری در شكل گیری و ساخت فضایی شهرهای ایران داشته است، امّا در سال های اخیر، بسیاری از این اراضی در دل شهرها، بدون استفاده رها شده یا از توسعه بازمانده و سبب تشدید توسعة پراکندة شهری شده اند. این روند، علاوه بر تشدید پراکنده رویی، به تخلخل بافت شهری، افزایش هزینه های خدمات رسانی، ناسازگاری در کاربری های همجوار و کاهش کیفیّت زیست در درون شهرها و... منجر شده اند. آن چه در این مقاله به طور ویژه مورد توجّه است، اراضی بازمانده از توسعه در شهر یزد است. در این شهر حدود 7 درصد اراضی، وقفی هستند و حدود نیمی از این اراضی در دل بافت های شهری واقع شده اند، امّا کاربری مناسب شهری ندارند و از پویایی و كارایی لازم برخوردار نیستند. از این رو، توسعة مجدّد این اراضی وقفی در شهر یزد، ضرورتی برای استفادة بهینه از اراضی درون شهری محسوب می شود. بر این اساس، هدف مقاله حاضر سنجش ظرفیّت توسعه میان افزا در اراضی و فضاهای وقفی ناحیة 3 منطقة 2 شهر یزد و پهنه بندی و اولویّت بندی آن ها بر اساس شاخص های تحقیق است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است. بدین منظور، در گردآوری داده ها، از روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی و از مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، برای وزن دهی به شاخص های تحقیق بهره گرفته شده است. وزن مربوط به معیار و شاخص ها، با استفاده از 30 عدد پرسشنامه تکمیل شده توسط متخصصان و با برنامه Expert Choice محاسبه گردیده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که در تعیین ظرفیّت توسعة اراضی وقفی ناحیة مطالعاتی، عوامل مدیریّتی ـ نهادی با ضریب اهمیّت 0.664، بیش ترین تأثیر و عوامل کالبدی- فضایی با ضریب اهمیّت 0.208، تأثیر کم و عوامل اقتصادی و اجتماعی هر یک با عدد 0.064، تأثیر ناچیزی در سنجش ظرفیّت توسعة اراضی وقفی ناحیة مذکور دارند. هم چنین با تهیّة نقشه های مربوط به هر یک از معیارها و شاخص ها و روی هم اندازی آن ها با اعمال وزن مربوطه، نقشه ای تهیه شد که اراضی وقفی را در چهار دسته بر اساس اولویّت و ظرفیّت توسعه دسته بندی می کند؛ به طوری که اراضی وقفی با اولویّت اول، بیش ترین ظرفیّت و اراضی وقفی با اولویّت چهارم، کم ترین ظرفیّت توسعه را دارند.

واژگان کلیدی

توسعة میان افزا، سنجش ظرفیّت توسعه، اراضی وقفی، بافت شهری، روش تحلیل سلسله مراتبی، شهر یزد

تحلیل عدم به کارگیری منطقی مؤلّفه های دفاع غیرعامل در فروپاشی شهر دهدشت در دوران صفویّه و قاجار

نویسندگان:  ابراهیم رایگانی (نویسنده مسئول) عابد تقوی

صفحات از: 79 - 86

 تعداد بازدید:  54

 تعداد دانلود:  14

چکیده

مقولة دفاع غیرعامل در تاریخ معماری ایران، به عنوان یکی از تدابیر مهم حاکمان و بانیان در روند شکل گیری و گسترش شهرها به شمار می رفته است. این نوع دفاع به منظور به حداقل رساندن آسیب به نیروهای خودی در مقابل هجوم دشمن لحاظ می شد و معمولاً بدون دخالت نیروی انسانی صورت می گرفت. تحقیق حاضر تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که، با توجّه به آگاهی بانیان شهر دهدشت از ضرورت ایجاد امنیّت سیاسی و اقتصادی برای شهر دهدشت، به چه دلیل یا دلایلی متغیّرهای دفاع غیرعامل مورد توجّه قرار نگرفته است؟ در پاسخ به این پرسش این فرض مطرح است که، به دلیل عدم استفاده مناسب و صحیح از دو اصل جدایی و پراکندگی، شهر در شش مقطع زمانی دچار آسیب جدّی شده است. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد توصیفی و تحلیل تاریخی، کوشیده است نقش مؤلّفه های مؤثّر این سامانة دفاعی را در فرایند شکل گیری، گسترش و فروپاشی شهر دهدشت در دوران صفویّه و قاجار مورد ارزیابی قرار دهد. روش گردآوری اطلاعات بر اساس پژوهش های کتابخانه ای و مطالعات میدانی انجام پذیرفته است. نتایج نشان می دهد که شهر دهدشت از دورة صفویّه تا عصر قاجار از روش های دفاع غیرعامل(پدافند غیرعامل)، استفاده نادرستی داشته است و این امر موجب شده تا شهر دهدشت در طول چهارصد سال، در شش برهة زمانی، مورد هجوم و غارت فراگیر قرار گیرد. این مهم در اندک زمانی منجر به نابودی شهر و جابه جایی یکی از کانون هایی قدرت سیاسی و اقتصادی به شهرهای جنوبی تر نظیر شهر بهبهان شد. بی تردید، این رویداد نقش مهمی در خارج ساختن دهدشت از ردیف شهرهای پویای اقتصادی و مسیرهای تجاری داشته است.

واژگان کلیدی

کهگیلویه و بویراحمد، شهر دهدشت، دفاع غیرعامل، فروپاشی، دوران صفویّه و قاجار،

اصول سازمان دهی فضایی بافت های شهری برخوردار از عناصر شاخص مذهبی مطالعة موردی: امام زاده عباس ساری و امام زاده اسماعیل قائم شهر

نویسندگان:  سیدمحمود میثاقی (نویسنده مسئول) محسن روحانی قادیکلائی

صفحات از: 87 - 98

 تعداد بازدید:  58

 تعداد دانلود:  15

چکیده

یکی از ویژگی های فضایی محلّه ها، نواحی و مناطق شهری و حتّی روستایی کشورمان برخورداری از عناصر شاخص مصنوع بویژه از نوع مذهبی در بافت هایشان است. این عناصر به مرور زمان به دلایلی چند، رو به فراموشی رفته اند. این در حالی است که ایرانیان با توجّه به جهان بینی و فرهنگ خود، به حضور چنین فضاهایی وابسته هستند. این فضاها در گذشته روابط تعاملی و مؤثّری با پیرامون خود داشته اند که می توانند در آینده نیز داشته باشند. حصول بدین امر از طریق مسئله یابی تضاد های موجود و تدوین راه حل های برخورد با آن، با اتکا به نوعی برنامه ریزی عقلایی اجتناب ناپذیر و البته امکان پذیر است. در این مقاله، سعی بر آن است تا با شناسایی دو گونه متفاوت (بافت پر و خالی برخوردار از عناصر شاخص مذهبی) و بهره گیری از روش های میدانی، کتابخانه ای و تحلیل محتوا، شناختی جامع در مبانی نظری و مطالعات میدانی آن حاصل گردد و با در تقابل قرار دادن و یا هم سو قرار دادن این دو و بهره گیری از تجارب موجود، به اصول سازمان دهی فضایی مؤثّر در جهت اصلاح و ارتقای ساختار فضایی و استخوان بندی بافت ها و نهایتاً ایجاد تعامل بالنده (تأثیر گذاری و تأثیر پذیری مثبت) با سطوح بالاتر یا پایین تر عملکردی (ناحیه، شهر و پیراشهر) بسته به موقعیّتی که در ساختار فضایی شهرها و روستاها دارند، دست یافت . مهم ترین نتایج مستخرج از این پژوهش تدوین اصول سازمان دهی فضایی است که در دو عرصه سازمان دهی (درونی و پیرامونی)، 9 موضوع راهبردی و 31 اصل سازمان دهی به عنوان الگویی برای برنامه ریزی و طراحی بافت های پر و خالی برخوردار از عناصر شاخص مذهبی ارایه و الزامات تصمیم سازی و تصمیم گیری آنها در نهادهای مربوطه بیان گردیده است.

واژگان کلیدی

اصول سازمان دهی فضایی، بافت های شهری، عناصر شاخص مذهبی، ارزش گذاری بافت، نگرش سیستمی،

خلوت و محرمیّت شناخت تفاوت ها و شباهت های این دو مفهوم در معماری و شهرسازی

نویسندگان:  ندا امینی (نویسنده مسئول) هیربد نوروزیان پور

صفحات از: 99 - 108

 تعداد بازدید:  79

 تعداد دانلود:  33

چکیده

انسان و ارتباط او با محیط اطرافش و سایر انسان ها همواره ذهن طرّاحان را به خود مشغولداشته است، امّا به عنوان دانش «علوم محیطی و رفتاری» قدمتی بیش از چند دهه ندارد. تا به امروز نظریّه ها و بحث های متنوّعی از مؤلّفه های مهم و تاثیرگذار بر انسان و ارتباطش با اجتماع مطرح شده است. «خلوت» و «محرمیّت» دو مفهوم اساسی در این حوزه محسوب می شوند. اخیراًدر بسیاری از پژوهش های انجام گرفته می بینیم که به هنگام ترجمه از زبان انگلیسی به فارسی، واژه «محرمیّت» به عنوان معادلی برای واژه “privacy” و در کنار واژة «خلوت» به کار می رود. در حالی که در فرهنگ شرقی به خصوص فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، این دو مفهوم در عین داشتن حوزه هایی هم پوشان،با یکدیگر تفاوت های مشخّصی دارند. محرمیّت علی رغم نادیده گرفته شدن، پیوندی بسیار ریشه ای و عمیق با فرهنگ، شخصیّت و معماری ایرانیان دارد. نگرانی ناشی از یکی انگاشتن این دو مفهوم و کم رنگ شدن تدریجی مفهوم محرمیّت در معماری معاصر ایران، ما را بر آن داشت تا در این پژوهش به تبیین مفهوم هر یک از این واژه ها پرداخته و با روشن کردن مرزها و اشتراکات شان به طرّاحان و معماران ایرانی هشدار دهیم که دچار اشتباه در مفهوم این دو واژه نشده و محرمیّت را به سادگی فراموش نکنند. برای این منظور ابتدابه روش مطالعه کتابخانه ای، به واژه شناسی این لغات و سپس با مرور ادبیات موضوع، متون تاریخی و بررسی افکار و نظریّه های موجود، به شکافتن هرچه بیش تر این دو مفهوم پرداختیم. سپس به روش مطالعه تطبیقی شباهت ها و تفاوت های این دو مفهوم را در تعدادی از مصادیق معماری بررسی کرده و در نهایت با نشان دادن تفاوت های ماهوی و بنیادین این دو مفهوم در معنا و کاربرد، به فعالان معماری و شهرسازی ایران نشان خواهیم داد که آن ویژگی ای که در معماری امروز ایران پررنگ تر از همیشه دیده می شود مفهوم خلوت است، نه محرمیّت. استفاده از مفهوم بیگانه خلوت، در پی بی توجهّی به اصول معماری ایرانی اسلامی در حال خدشه دار کردن و از بین بردن یکی از ویژگی های اصالت بخش معماری ما، یعنی «محرمیت»، است.

واژگان کلیدی

محرمیّت، خلوت، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، معماری و شهرسازی وجوه اشتراک و افتراق،