دریافت Xml شماره جاری  
 زمستان   1392 - شماره (14)- سال 4  میزان بازدید : 761

بررسی آموزه های مذهب شیعه در باغ شهرهای صفوی

نویسندگان:  مهدی حقیقت بین (نویسنده مسئول) مجتبی انصاری محمدرضا بمانیان

صفحات از: 5 - 12

 تعداد بازدید:  64

 تعداد دانلود:  28

چکیده

عصر صفوی را بدون شک باید از درخشان ترین دوره های تاریخ معماری و شهرسازی ایران دانست. لذا شایسته است از زوایای گوناگون، عواملی که در شکوفایی آن دخیل بوده اند مورد بررسی و پژوهش قرار گیرد. مکتب اصفهان و آموزه هایش متأثر از حکمت عقلی شیعی شکل گرفت و از مهم ترین و مؤثرترین عواملی بود که باعث تشخّص و پیشرفت هنر و معماری دورة صفوی نسبت به دیگر دوره ها شد. به واقع شیعه در دورة صفوی با حاکمیّت شاهان صفوی و رسمی شدن مذهب تشیّع، از وضعیّت پیشین خود رهایی یافت و در ایران از اقلیّت به اکثریّت تبدیل شد و در ابعاد گوناگون زندگی بویژه زندگی شهری ایرانیان تأثیر گذاشت. این مقاله در بخش نخست به بررسی باغ سازی ایرانی ـ اسلامی در دورة صفویّه، با تأکید بر مطالعه عناصر اصلی سازنده و تقش آن ها در تعریف هویّت کالبدی باغ، می پردازد. در بخش دیگر، ارتباط شهرسازی و باغ سازی در عصر صفوی و ظهور ایدة باغ شهر و عوامل مؤثّر در شکل گیری آن تبیین می گردد. در ادامه، باغ شهر تاریخی اصفهان به عنوان معروف ترین و باشکوه ترین باغ شهر ساخته شده در عصر صفوی انتخاب و چگونگی استفاده از عناصر اصلی و نحوة منظرسازی باغ ایرانی در تعریف استخوان بندی و منظر این شهر مورد مطالعه قرار می گیرد. هدف این مقاله، بررسی ارتباط میان باورهای مذهبی شیعی و شکل گیری و ظهور ایدة باغ شهر توسط صفویان در آن دوره است. برای این منظور، از روش تحقیق تحلیلی ـ توصیفی استفاده شده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش کیفی و استنباطی است. در گردآوری مطالب از روش کتابخانه ای استفاده شده است. نتایج حاصل از این مقاله نشان دهندة ارتباط میان ایدة باغ شهر ایرانی در عصر صفوی با الگوی باغ ایرانی و جایگاه باورهای دینی ـ اسلامی و شیعی در شکل گیری آن است.

واژگان کلیدی

شیعه، صفویه، مکتب اصفهان، باغ شهر، اصفهان،

تحلیل دگرگونی ساختار كالبدی ـ فضایی شهر ایرانی- اسلامی مطالعه موردی: شهر سبزوار

نویسندگان:  هادی سلطانی فرد (نویسنده مسئول) سیدحسین حاتمی نژاد مصطفی عباس زادگان احمد پوراحمد

صفحات از: 13 - 22

 تعداد بازدید:  74

 تعداد دانلود:  37

چکیده

فرایند تحوّل، همواره تابع سازوکارها و نیروهای خاصی است كه بررسی آن ها می تواند منطق و الگوی فضایی شهر را در هر دوره مشخّص كند. شهرهای ایرانی ـ اسلامی در مسیر تحوّل خود در یك صد سال اخیر با تحوّلات عمیق كالبدی و فضایی روبه رو بوده اند. یكی از عواملی كه می تواند به عنوان معیاری، در نحوة دگرگونی مدنظر قرار گیرد، تحلیل ساختار كالبدی ـ فضایی شهر است. این مقاله با هدف بررسی دگرگونی ساختار كالبدی ـ فضایی شهر سبزوار در دو دورة تاریخی (1285 و 1385 ه.ش) تدوین شده است. این تحقیق از نوع كمّی ـ مقایسه ای است و رویكرد آن بر اساس نظریّة چیدمان فضا و اندازه گیری پارامترهای فضایی نظیر ارزش هم پیوندی، عمق، كنترل و اتصال در هر دوره است. مقاله بر این فرضیّه استوار است كه تغییرات كالبدی در بافت های ارگانیك، تغییرات فضایی را به همراه دارد. بر این اساس پارامترهای فضایی در هر دوره تحلیل و صحّت آن ارزیابی شده است. تحلیل ها نشان می دهد كه متوسط هم پیوندی در این دوره برابر 0.4946 و متوسط عمق فضایی 18.6059 است. هم چنین دو پارامتر كنترل و اتصال به ترتیب برابر با 0.9983 و 2.1661 است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد كه محدوده مورد مطالعه در سال 1285 ساختاری منسجم داشت كه در آن بازار به عنوان هم پیوندترین فضای شهر(0.7433) نقش اصلی را در نحوه توسعه و دگرگونی شهر ایفا می کرد. امّا در سال 1385ه.ش. تخریب بازار و احداث خیابان های مختلف سبب افزایش میزان هم پیوندی به 0.8715 و كاهش عمق به 12.5638 شده است. هم چنین پارامتر اتصال به 2.3759 و كنترل به 1.0239 افزایش یافته است. در این دوره، خیابان بیهقی كه جایگزین بازار سنّتی شده با مقدار 1.216 هم پیوندترین فضای شهر سبزوار است. نتایج نشان می دهد كه خیابان بر خلاف بازار عامل گسستگی كالبدی و فضایی در محدوده بافت تاریخی است و عملكرد عناصر مرتبط با آن را تحت تأثیر قرار داده است.

واژگان کلیدی

ساختار كالبدی ـ فضایی، نظریّة چیدمان فضا، هم پیوندی، عمق، اتصال، كنترل،

نگاهی واقع گرایانه به معنای فضای شهری در شهر اسلامی

نویسندگان:  حسن سجادزاده (نویسنده مسئول)

صفحات از: 23 - 32

 تعداد بازدید:  62

 تعداد دانلود:  43

چکیده

جستجوی سرچشمه ها و نارسایی های رویکردها و راه کارهای تجربی و ذهنی مبتنی بر نگرش های غربی و اسلامی در بارة فضای شهری و اتخاذ رویکرد و روش شناسی پژوهشی جدید و مبتنی بر فلسفه و حکمت اسلامی در مورد مفهوم فضای شهری اسلامی به خصوص در عرصه بازار، خیابان ها و میدان های شهری، مسألة اساسی این پژوهش است. بدین منظور، با اتخاذ رویکرد «واقع گرایانة اسلامی» که برای سه منبع معرفتی حس، عقل و وحی مرجعیّت و اعتبار قائل است و با اسلوبی «استنباط گرایانه و اجتهادی»، معنای فضای شهری در شهر اسلامی، مبتنی بر ارتباط بنیادین و وثیق ابعاد «وجودی» و «ماهیّتی» فضا بررسی شده است. تلاقی حضور «ذهن و اجتماع» به عنوان عناصر «وجودی و اصیل» در تفکّر اسلامی، در «کالبد و فضای فیزیکی» به عنوان عنصر «موجودی»، مقام و موقعیّتی را متجلّی می سازد که در آن، فضای شهری تولید می گردد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در بعد تعاملات ذهنی(درون گرایانه) با فضای شهری، مفاهیمی نظیر: تقدم حضور روزانه در فضای شهری نسبت به حضور شبانه، تقدم حرکت در فضای شهری نسبت به حس توقف و درنگ در آن، قابل تببین و تفسیر است. در بعد «تعاملات اجتماعی» نیز، مفاهیمی چون: تقدم خاطرات اجتماعی بر خاطرات فردی، نفی قشربندی اجتماعی در فضا، تقدم شلوغی و ازدحام بر خلوت های شخصی و دوطرفه، تقدم تعاملات مردان نسبت به زنان، را می توان دریافت و استنباط نمود.

واژگان کلیدی

شهر اسلامی، واقع گرایی، فضای شهری، ذهن، اجتماع،

تأثیر مراسم مذهبی در تولید و بازتولید گردشگری مذهبی نمونة موردی شهر زنجان

نویسندگان:  ابوالفضل مشکینی اسماعیل دویران (نویسنده مسئول)

صفحات از: 33 - 42

 تعداد بازدید:  61

 تعداد دانلود:  21

چکیده

گردشگری، صنعتی هویّت ساز و هویّت بخش برای مکان ها و فضاهای مختلف است که به واسطة وجود عنصری جاذب شکل می گیرد. این عنصر ممکن است ماهیّت مکانی ـ فضایی داشته باشد یا ماهیّتی مجازی به خود گیرد. گردشگری مذهبی نوع معنوی از انواع گردشگری است که امروزه توجّه روزافزون جوامع را به خود جلب نموده است. گردشگری به واسطة تأثیرگذاری آن در ایجاد جامعة سالم و پایدار نقش مهمّی در هویّت دهی به مکان ها و فضاهای مختلف دارد. فضاهای مذهبی با توجّه به ابعاد و ماهیّت معنوی خود نه تنها موجب ایجاد حس تعلّق و دلبستگی مکانی در میان افراد بومی، بلکه منجر به ایجاد حس تعلّق در بین گردشگران می شوند. همین امر سبب بازتولید گردشگری مذهبی می شود. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی ـ تبیینی نقش و اثرگذاری فضاهای مذهبی در ایجاد حس تعلّق مکانی ـ فضایی را در شهر زنجان بررسی کرده است. شیوة گردآوری اطلاعات در این پژوهش اسنادی ـ میدانی است. در شیوة میدانی 80 نمونه پرسش نامه از گردشگران تکمیل و داده های حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS توصیف و تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که نوع فضاها و نحوة برگزاری مراسم در شهر زنجان در ایام محرم باعث ایجاد حس تعلّق مکانی در میان گردشگران و بازتولید مجدّد گردشگری مذهبی می شود. علاوه بر این که ارتقای سطح کیفی و کمّی برگزاری مراسم به افزایش میزان گردشگران منجر می گردد.

واژگان کلیدی

گردشگری، مراسم مذهبی، حس مکان، بازتولید گردشگری، شهر زنجان،

تحلیلی بر نقش حیاط مساجد در شهرهای اسلامی به عنوان فضای شهری مطالعه موردی: صحن انقلاب اسلامی، حرم حضرت معصومه(س) قم

نویسندگان:  شهاب الدین همتی (نویسنده مسئول) حسین ذبیحی محسن کاملی

صفحات از: 43 - 50

 تعداد بازدید:  72

 تعداد دانلود:  26

چکیده

در بررسی و تحلیل فضاهای شهری، با عناصر شهری مانند میدان، خیابان و ... مواجه هستیم. فضاهایی که علاوه بر ایفای نقش عملکردی و ارتباطی به عنوان محلّی مناسب برای برقراری تعاملات اجتماعی و حضور شهروندان در اجتماع ایفای نقش می نمایند. به جهت گسترش حوزة نفوذ این گونه فضاهای شهری، می توان از فضاهای باز مذهبی به طور عام و صحن و حیاط مساجد به طور خاص به عنوان فضای شهری یاد کرد؛ فضایی که در صورت مطالعه، طرّاحی و مدیریّت بهینه، نقش مناسبی در شکل گیری حیات اجتماعی شهروندان دارد. هدف از این تحقیق، امکان سنجی احتساب صحن و حیاط مساجد در شهرهای اسلامی به عنوان فضای شهری بوده است؛ بدین جهت نوشتار حاضر با شناخت ویژگی های تعیین کنندة حیاط مساجد به عنوان فضاهای شهری به تحلیل و مقایسه آن در صحن انقلاب اسلامی حرم حضرت معصومه (س) شهر قم پرداخته است. پژوهش بر اساس روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد؛ که، ویژگی کلی دسترسی و ارتباط با گذرهای اطراف، داشتن ورودی های متعدّد، تعامل ایجاد شده بین مردم در فضای مذکور و وجود روح حیات شهری، عوامل مؤثّر و تعیین کننده ای در محسوب شدن فضاهای باز مذهبی به عنوان فضای شهری هستند. این گونه فضاها به لحاظ هنجارها، رفتارها و عملکرد، دارای محدودیّت های فقهی در کاربرد و حضور هستند که باید به گونه ای دقیق تر مورد توجه طرّاحان و برنامه ریزان قرار گیرند.

واژگان کلیدی

فضای شهری، صحن و حیاط مساجد، شهر اسلامی، دسترسی و ارتباط، حضرت معصومه،

سیر تحوّل فضاهای شهری سنّتی در شهرهای ایرانی - اسلامی؛ قبل از مدرنیسم تا پست مدرن

نویسندگان:  صدرالدین متولی علی شیخ اعظمی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 51 - 62

 تعداد بازدید:  69

 تعداد دانلود:  51

چکیده

اسلام یک تمدن، فرهنگ و پیام اصلاح همراه با دانش است و شهرهای اسلامی نیز بارزترین تظاهرات آن هستند. در چهار دوره (زوال امپراتوری روم،اوایل عصر میانه، شهرنشینی زیاد و اواخر عصر میانه) تکاملی که شهرهای اروپایی در فاصله قرون 3 تا 16 از سر گذرانده اند، مطالعه شهرهای اسلامی در دوره های دوم و سوم یعنی در فاصله قرون 9تا 13 میلادی اهمیت زیادی دارد. در این دوران بارزترین ویژگی که هویت جداگانه ای به شهرهای اسلامی نسبت به شهرهای اروپایی بخشید، مفهوم و استفاده از فضاهای عمومی، محلی و مالکیت ها در شهرهای اسلامی است. شهرهای ایرانی در دوره های اولیه ورود اسلام به این قلمرو به همان شکل اولیه (کهن دژ،شارستان و ربض) به حیات خود ادامه می دادند تا اینکه اسلام به تدریج ویژگی های خود را بر این شهرها دیکته کرد، این تمدن وفرهنگ به دو روش « تولید عناصر جدید در شهر» و « تکامل وتغییر عناصر قدیمی»، شهرهای ایرانی را دستخوش تحول کرد و به نوعی آن ها را تبدیل به شهرهای ایرانی- اسلامی نمود. این تغییردر پنج مرحله شهرنشینی تحت عنوان پنج سبک خراسان ،رازی، آذری،اصفهان و تهران از سال 600 تا 1900 میلادی صورت پذیرفت. در این مقاله فرایند تحول شهر ایرانی- اسلامی قبل از ورود مدرنیسم در دو مرحله که یکی به عنوان مرحله گذار (600 تا 1500 م ) و دیگری مرحله حیات دوباره (1500 تا 1920) نامیده می شد، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت .اما از سال 1920 به بعد با ورود دیدگاه مدرنیسم به عرصه برنامه ریزی و طراحی شهری شهرهای ایرانی- سلامی این شهرها دستخوش تحولات زیادی شدند که از جمله آن می توان به تخریب ساختار محله های شهری، تغییر هویت میدان ها و تغییر فرم فضایی بازار اشاره کرد. طرح ها و الگوهای مدرنیستی که این تغییرات را در شهرهای ایرانی- اسلامی به وجود آورده بودند شبیه به طرح ها و الگوهای پست مدرنیستی هستند ،اما برنامه ریزان پست مدرن با تکیه بر نظرخواهی ومشارکت مردم در راه حل ها سعی در انعطاف پذیرتر کردن طرح ها دارند. این ویژگی در شهرهای اسلامی می تواند نوعی برگشت به الگوهای سنتی شهر اسلامی را تقویت کند. پژوهش نشان می دهد که شهرهای اسلامی در ارتباط و در تمایز با شهرهای اروپایی به هویّت جداگانه ای رسیده اند که البته این روش نمی تواند لازمة هویّت یابی هر نوع شهری باشد و همچنین این نتیجه مهم که فضاهای شهرهای ایرانی- اسلامی تحت تأثیر مستقیم وقایع تاریخی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این سرزمین تکامل یافته اند.

واژگان کلیدی

شهر اسلامی، شهر ایرانی- اسلامی، فضای شهری، مدرنیسم، پست مدرنیسم،

بررسی مقایسه ای حسینیه های دورة قاجار در مازندران و اصفهان

نویسندگان:  مریم السادات رضوی پور (نویسنده مسئول) محمدمهدی ذاکری

صفحات از: 63 - 74

 تعداد بازدید:  60

 تعداد دانلود:  21

چکیده

شکل گیری کالبد معماری هر بنا متأثّر از عوامل بسیاری است که شناخت این عوامل ما را در دست یابی به الگویی برای طرّاحی معماری و نیز خلق فضایی با کیفیّت بیش تر یاری خواهد کرد. هدف از بررسی مقایسه ای حسینیه های دو استان مازندران و اصفهان دست یابی به پاسخ این پرسش است که مهم ترین عوامل شکل دهندۀ الگوی معماری حسینیه های قاجاری در این دو استان کدامند؟ چرا و چگونه است که کالبدی متفاوت از بناهای هم عصر و با کارکردی یکسان مشاهده می شود؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند. بدین صورت که پس از برداشت پلان و جمع آوری سایر اطلاعات از حسینیه ها با مطالعه منابع کتابخانه ای نقش عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری حسینیه ها مشخص گردید. سپس با تجزیه و تحلیل میزان تأثیر عوامل مختلف، مهم ترین شاخص تأثیرگذار بر شکل دهی کالبد معماری حسینیه ها معرفی گردید. در این تحقیق پس از مطالعه و بررسی ویژگی های هر یک از حسینیه ها و دست یابی به کلیّتی در این باره علل تفاوت ها بررسی شده است. فرض اولیه تحقیق بر این بنا استوار بود که اقلیم تنها و مهم ترین عامل تأثیرگذار بر الگوی معماری این تکایاست. به منظور آزمون فرضیّه با بررسی تعدادی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر کالبد هر بنای معماری از جمله ویژگی های اقلیمی، فرهنگ و آداب و رسوم منطقه، تأثیر سبک حاکم بر دوره و نیز تحلیل بازخورد این عوامل در معماری تکایای مورد نظر این نتیجه به دست آمد که تفاوت عمدۀ این حسینیه ها بیش از هر عامل دیگری متأثر از عوامل اقلیمی است و سبک حاکم، عوامل فرهنگی و دیگر عوامل تأثیرگذار اگر چه بی تأثیر نبوده اند، نسبت به اقلیم تأثیر کمتری دارند.

واژگان کلیدی

حسینیه های مازندران، حسینیه های اصفهان، عوامل تأثیر گذار بر الگوی معماری بنا، سبک دورۀ قاجار، اقلیم،

بررسی عوامل مؤثّر بر افول حس سرزندگی و زیست پذیری در بافت های تاریخی و فرسوده مطالعه موردی: محلۀ سنگ سیاه شیراز

نویسندگان:  داود حبیبی (نویسنده مسئول)

صفحات از: 75 - 80

 تعداد بازدید:  74

 تعداد دانلود:  31

چکیده

سیری گذرا بر سیمای شهرهای تاریخی ایران، بافت های قدیمی باارزشی را به نمایش می گذارد که همگی در گذشتة نه چندان دور از تحرّک و نشاط و سرزندگی مطلوبی برخوردار بوده اند. امروزه به دلایل گوناگون بافت های فرسودۀ شهری ما خالی از حضور و فعالیّت مردم شده است؛ این در حالی است که اگر این بافت ها دارای فضاهای امن و مطلوب و سرزنده باشند و در آن ها تفریح سالم و شادابی به گونه ای سازمان یافته و مطابق با ارزش های جامعه میسّر گردد، حضور فعّال مردم و به تبع آن سرزندگی و زیست پذیری افزایش می یابد. سامان دهی شهرها و بافت های تاریخی به دو دلیل، یکی احترام به مواریث گذشتگان و دیگری رفع تنگناهای ناشی از مشکلات فرسودگی دارای اهمیّت است. کم توجّهی به برنامه های سامان دهی و احیای بافت های تاریخی فرسوده در طول سالیان متمادی سبب شده است تا آن ها سرزندگی و کارایی و فعالیّت پیشین خود را از دست بدهند و به عنوان بافت مسأله دار و مشکل زا در سیستم شهری مطرح گردند؛ لذا همواره ضرورت حفظ و بازآفرینی ارزش ها و کارایی و زیست پذیری این بافت ها مورد توجّه معماران و طرّاحان و برنامه ریزان شهری بوده است. مقالۀ حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثّر بر افول حس سرزندگی و زیست پذیری در بافت های تاریخی و فرسوده تدوین شده است. در این پژوهش سعی شده است از طریق مطالعات کتابخانه ای و بازدید میدانی، وضع موجود تحلیل شود و در نهایت پیشنهادها و راه کارهایی برای برون رفت از این معضل ارائه گردد. در نهایت این نتیجه حاصل شد که عوامل متعدّدی نظیر فرسودگی در ابنیه و کالبد و سیمای بافت، عدم برخورداری لازم از تأسیسات و زیرساخت ها و خدمات شهری مناسب با نیاز امروز و هم چنین نبود زندگی اقتصادی مناسب بافت، سبب افول سرزندگی و زیست پذیری و در نهایت فرسودگی بافت سنگ سیاه شیراز شده است.

واژگان کلیدی

سرزندگی، زیست پذیری، محلّة سنگ سیاه، بافت تاریخی، بافت فرسوده،