دریافت Xml شماره جاری  
 بهار   1392 - شماره (11)- سال 3  میزان بازدید : 507

ارزیابی متغیرهای تأثیرگذار بر زیبایی منظر تاریخی- فرهنگی آرامستان های اسلامی ایران (نمونه موردی تخت فولاد اصفهان)

نویسندگان:  فریبا وحیدزادگانی (نویسنده مسئول) هما ایرانی بهبهانی محمدحسن طالبیان

صفحات از: 5 - 10

 تعداد بازدید:  67

 تعداد دانلود:  27

چکیده

آرامستان های ایران در دورة اسلامی هویّت و مفهومی متفاوت با آنچه که امروزه شاهد آن هستیم داشته اند و غالباً برای مردم به عنوان مکانی زیارتی ـ تفریحی، با حیاتی پویا مطرح بوده اند. هدف از این مقاله ارزیابی ترجیحات مردم از زیبایی با استفاده از آزمونی بصری و شناسایی متغیّرهای مؤثر بر ارزیابی زیبایی منظر تاریخی ـ فرهنگی آرامستان های ایران در دورة اسلامی است. در این باره، آرامستان تخت فولاد اصفهان که در انتهای یکی از شاخه های محور تاریخی ـ فرهنگی اصفهان واقع است، به دلیل وسعت، کثرت مشاهیر مدفون در آن و وجود ابنیة ارزش مند تاریخی از مهم ترین محوطه های تاریخی و فرهنگی ایران محسوب می شود، مورد بررسی قرار گرفت. این مکان علاوه بر ارزش های مذهبی، ارتباط قوی بین شهروندان با مجموعه با وجود انتقال کاربری اصلی آن و به عنوان یکی از کانون های گردشگری اصفهان از دیر باز تاکنون ، آینة تمام نمای فرهنگ و هنر ایران اسلامی بوده است. در این بررسی دو معیار تمرکز و آرامش برای نخستین بار به عنوان عوامل مؤثر در ترجیحات زیبایی مردم از مکان شناسایی شدند.

واژگان کلیدی

زیبایی، آرامستان، منظر تاریخی ـ فرهنگی، تخت فولاد،

بررسی میزان پیاده مداری در خیابان چهارباغ اصفهان و تأثیر آن بر تعاملات اجتماعی شهروندان

نویسندگان:  احمد پورمختار (نویسنده مسئول)

صفحات از: 11 - 20

 تعداد بازدید:  61

 تعداد دانلود:  28

چکیده

امروزه اغلب فضاهای عمومی شهری و خیابآن ها به دلیل افزایش بی رویۀ وسایل نقلیه و وابستگی الگوی زندگی شهری به آن ها، به شدّت تحت سلطة ماشین درآمده است. شکل گیری و توسعۀ اغلب فضاهای شهری، خیابآن ها و حتی کوچه ها، در شهرهای جدید ایران، بر مبنای مقیاس سواره و مسائل مربوط به ترافیک است. محورهای باریکی که در حاشیۀ محورهای سواره در خیابآن های شهری به عنوان «پیاده رو» وجود دارد، گویی پس مانده هایی از فضای اصلی سواره است که فقط برای تردّدهای ضروری شهروند پیاده باقی مانده است. اصفهان، از جمله معدود شهرهای ایران است که پیاده مداری در برخی از فضاهای شهری و خیابآن های آن، به طور نسبی وجود دارد. «خیابان چهارباغ» که از یادگارهای تاریخی باغ شهر صفوی اصفهان است، برخی از ویژگی های فضاهای شهری پیاده مدار و شهروندگرا، از جمله اجتماع پذیری، امنیّت اجتماعی و روانی، خوانایی و دسترسی راحت، پویایی و سرزندگی، حس تعلّق و خاطره انگیزی مکان، احیای هویّت های تاریخی و اجتماعی، مسیرهای پیاده و دوچرخه، کیفیّت سیما و منظر شهری، کیفیّت فضای سبز و عناصر طبیعی، کیفیّت مبلمان و علائم شهری را در خود دارد. این ویژگی های پیاده مدارانه تأثیر بسیار زیادی بر شکل گیری کمّی و کیفی انواع تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیّت زندگی شهروندی دارد. در این پژوهش، که هدف آن شناخت میزان پیاده مداری در خیابان چهارباغ اصفهان و تأثیر آن بر کیفیّت ارتباطات اجتماعی مردم است، سعی شده است نخست به بررسی مفهوم پیاده محوری و شهروندگرایی در شهرسازی و شناسایی شاخصه های آن در فضاهای شهری پرداخته شود. سپس با نگاهی به سیر تاریخی شکل گیری و تحوّلات فضای شهری خیابان چهارباغ اصفهان، برخی ویژگی های پیاده‎ مدار این فضای شهری تاریخی و تأثیر آن بر کمّیت و کیفیّت تعاملات اجتماعی شهروندان، مورد کشف و بازشناسی قرار گرفته است. این مقاله، با ارائۀ رهیافت ها و راهکارهایی برای بهبود کیفیّت فضای شهری خیابان چهارباغ ـ به عنوان الگویی مناسب برای توسعۀ فضاهای شهری پیاده مدار در شهرهای ایران ـ جمع بندی شده است.

واژگان کلیدی

فضاهای شهری، پیاده مداری، تعاملات اجتماعی، خیابان چهارباغ اصفهان،

بررسی شاخص های هویّت فضای شهری در بافت تاریخی (نمونه موردی: بازار کرمان)

نویسندگان:  نگار چنگیزی (نویسنده مسئول) رضا احمدیان

صفحات از: 21 - 32

 تعداد بازدید:  87

 تعداد دانلود:  33

چکیده

با نگاهی به بافت های تاریخی این نکته مشهود است که شکل گیری و حیات آن ها بر پایۀ اصول خاص مرتبط با اقلیم شهر و فرهنگ ایرانی بوده و کالبد آن ها که در تداومی تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و محیطی به صورتی هماهنگ و منسجم در آمده است؛ از این رو، از شخصیّت و هویّت ویژه ای برخوردار است. شخصیّت و هویّت شهر ایرانی در مقطعی از حیات خود بر اثر تحوّلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه تقلیدهای بی اندیشه از مظاهر غربی و الگوهای مدرن شهرسازی، که در بیش تر موارد با هویّت اصیل ایرانی ناسازگار هستند، کمرنگ شده است. سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که چگونه می توان هویّت را به فضاهای شهری ایرانی بازگرداند؟ راه احیای هویّت در شهر، حفظ تداوم فرهنگی میان امروز، دیروز و فردای شهر است. این تداوم فرهنگی، که از طریق شناخت مفاهیم و اصول سازمان دهی به فضاهای شهری در شهرهای تاریخی ایران و به کار گیری آن ها در طرّاحی فضاهای شهری جدید امکان پذیر است، برای جامعۀ ما هویّت و اصالت را به دنبال خواهد آورد. مقالة حاضر می کوشد با شناخت ماهیّت هویّت و با رویکردی پدیدارشناسانه بافت تاریخی بازار کرمان را که از قدمتی دیرینه برخوردار است، تجزیه و تحلیل کند. نتایج تحقیق حکایت از آن دارند که ترکیب مؤلفه های هویّت بخش در سه بعد شکلی، معنایی و اجتماعی موجب شکل گیری هویّت مکانی در فضای شهری بازار در ساختار تاریخی شهر کرمان شده است. در طول زمان این مفاهیم موجب استمرار عملکردی شبکة فضاهای بازار شده است، به طوری که هم اکنون پس از گذشت سالیان متمادی بازار همه روزه پذیرای حضور اقشار مختلف اجتماعی است و هم چنان به حیات فعّال اقتصادی خود ادامه می دهد.

واژگان کلیدی

هویّت، فضای شهری، بافت تاریخی،

تأثیر نمای بناهای تاریخی بر تصویر ذهنی شهروندان شهر تبریز (مطالعه موردی: عابرگذر خیابان تاریخی تربیت)

نویسندگان:  مهدی عبدالهی (نویسنده مسئول) بهنام قاسم زاده کسری رهبری پور

صفحات از: 33 - 40

 تعداد بازدید:  53

 تعداد دانلود:  23

چکیده

نمای بناها، به عنوان حد فاصل بین فضای داخلی و خارجی، اغلب موضوع ارزیابی عابران محلّه های تاریخی است. از این رو این نماها تأثیر بسزایی بر تصویر ذهنی شهروندان از آن محلّه و شهر دارد. این تأثیر اغلب به عناصر بصری نمای بناها و مؤلّفه های پیرامونی آن وابسته است. مرور مطالعات مربوط به محلّه تاریخی خیابان تربیت شهر تبریز، مشخص كرد که عدم تناسب در فرم و فضا و میان عناصر نماهای بناهای تاریخی و بناهای نوساز تجاری، بر تصویر ذهنی شهروندان تأثیری منفی دارد. این مطالعه بر اساس ارزیابی دیدگاه شهروندان، قصد دارد عناصر عمده بصری تأثیرگذار بر ذهنیّت شهروندان را مشخص كند. داده ها با استفاده از روش کمّی از طریق پرسشگری و انجام مصاحبۀ مستقیم جمع آوری شده است. مصاحبه شوندگان به صورت اتفاقی، از شهروندانی که در محدودۀ مورد نظر در حال تردد بودند، انتخاب شده اند. نتایج حاکی از این امر است که از عناصر عمدۀ بصری، رنگ و شیوۀ معماری، بیش ترین تأثیر را بر نمای ساختمان های تاریخی و نوساز دارند. این یافته ها نوع نگرش شهروندان به نمای ساختمان ها را ارزیابی می کند و می تواند به طرّاحان و متخصصان معماری به منظور توسعه های آتی بصری محدوده های ویژه همانند محور تاریخی تربیت یاری رساند.

واژگان کلیدی

نماهای بناها ، عناصر عمده بصری، شیوه و مؤلّفه های معماری، عابران، خیابان تاریخی تربیت،

بازشناسی مفهوم هویت در فضای شهری «نمونه موردی: خیابان بوعلی همدان»

نویسندگان:  محمدمهدی گودرزی سروش (نویسنده مسئول) خلیل گودرزی سروش

صفحات از: 41 - 48

 تعداد بازدید:  77

 تعداد دانلود:  27

چکیده

شهرهای امروزی ایران از یک سو دستخوش تحوّلات تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و رویدادهای بسیاری در تاریخ بوده اند و از سوی دیگر با واردات الگوی برنامه ریزی شهری بیگانه است. بسیاری از ساختارهای فضایی شهر كهن اسلامی كه در سرزمین ایران استقرار یافته بودند، دچار دگرگونی شده اند و تحوّلات فراوانی در كالبد و بافت آن ها ایجاد شده است. هویت که همان قابل شناسایی و خوانا بودن است، در تمامی فرهنگ ها خوانا بودن معماری مزیت آن است چرا که در شناسایی فضا به انسان کمک می کند. بی هویتی، سطح معماری و شهرسازی را پایین می آورد که باعث سر درگمی مردم می شود چرا که خوانا نیست. این پ‍ژوهش با به كارگیری روش توصیفی- تحلیلی و از طریق مطالعۀ اسنادی و میدانی درصدد شناسایی و تشخیص هویت گذشتۀ شهرها و بررسی مؤلفه های هویتی است تا، با مداخلات طراحانه، بتوان به احیای هویت پیشین آن ها دست یافت.

واژگان کلیدی

هویت، معماری، شهرسازی، بی هویتی، شهر،

بررسی تغییر نقش مسجد جامع عتیق در ساختار شهری اصفهان در گذر زمان

نویسندگان:  محمود قلعه نویی مائده کلانتری (نویسنده مسئول)

صفحات از: 49 - 60

 تعداد بازدید:  69

 تعداد دانلود:  23

چکیده

مسجد جامع عتیق اصفهان بنایی ارزشمند و فاخر در تاریخ هنر و معماری اسلامی ایران به شمار می رود. تاکنون تحقیقات زیادی در مورد این بنا صورت گرفته که همگی با تأکید بر خوانش ارزش های تاریخی و باستان شناسی انجام شده است و یافته های آن نیز تنها تحولات کالبدی بنا را در طی زمان مشخص می کند. در این مقاله با نگاهی دیگر به مسجد جامع عتیق، وجه دیگری از ارزش های آن مطالعه شده است. مسجد جامع عتیق به علت گستردگی، نفوذپذیری ناشی از تعدد ورودی ها، مجاورت با محله های مسکونی، بازار و مقبره علامه مجلسی و هم چنین به دلیل نقش عملکردی آن و ارتباط با زندگی روزمره مردم، نقشی فراتر از تک بنا به عهده دارد و حتی می توان آن را به مانند یک میدان محلی و گره شهری در نظر گرفت. از این رو به عنوان جزئی ارزشمند و مهم از فضای شهری محسوب می شود. هدف این مقاله پس از تبیین نقش این بنا به عنوان بخشی از ساختار و فضای شهری، یافتن پاسخ این سؤال است که با توجه به تغییرات نظام و ساختار شهرها در دوره معاصر، نقش این بنا در ساختار شهر چگونه تغییر کرده است؟ بدین منظور از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی، بنای مسجد جامع در ارتباط با بافت پیرامون، مورد مطالعه قرار گرفت و ارتباط بنا و بافت، به لحاظ کالبدی و رفتاری، بررسی و نقش و جایگاه آن، به عنوان یک عرصه عمومی و بخشی از ساختار شهری تبیین شد. سپس با مقایسه مؤلفه های تعیین کننده کیفیت فضای شهری در دو دوره زمانی قبل و بعد از سال 1310 شمسی، تضعیف نقش این بنا در نظام شهری آشکار شد. در نهایت به دلیل تأثیر این بنا بر بافت و محیط پیرامون، تأکید می شود حفاظت از این بنا از طریق حفظ ارزش های تاریخی و معمارانه و هم چنین حفظ نقش کالبدی و اجتماعی آن در فضای شهری صورت پذیرد.

واژگان کلیدی

مسجد جامع عتیق اصفهان، ساختار شهری، فضای عمومی، فضای شهری،

نقش کیفیّت منظر شهری در ایجاد حیات اجتماعی و هویّت مکانی شهروندان مطالعه موردی: بزرگراه نواب

نویسندگان:  علیرضا سیاف زاده محمد میره ای (نویسنده مسئول)

صفحات از: 61 - 72

 تعداد بازدید:  58

 تعداد دانلود:  26

چکیده

امروزه مبحث هویّت مکانی شهروندان و حیات اجتماعی شهر از مسائل بسیار مهم زندگی شهری در جهان و ایران است. عوامل و عناصر مختلفی می توانند در زمینۀ هویّت و مسائل اجتماعی شهروندان اثر گذار باشند که یکی از مهم ترین آن ها منظر شهری است. در واقع، دو مقولۀ هویّت و منظر شهر دارای تعاملات و پیوندهای متقابلی هستند. هر دو مقوله منظر و هویّت شهری به نوبه ای در دهه های گذشته در برنامه ها و اقدامات متخصصان و متولیان مسائل شهری در ایران مغفول بوده اند و کمتر به آن ها توجّه شده است. این مقاله با توجّه به اهمیّت موضوع، بررسی روابط کیفیّت منظر شهری و نقش آن در ایجاد حیات اجتماعی و هویّت مکانی شهروندان را به عنوان هدف خود قرار داده است. به منظور انجام این مطالعه، نیاز به بستر جغرافیایی مناسب بوده است. لذا بزرگراه نواب در قلب شهر تهران به عنوان تجربه شهرسازی مدرن ایرانی انتخاب شده است و منظر شهری این محدوده کاوش و ساکنان آن مورد پرسش قرار گرفته اند. روش انجام پژوهش تحلیلی- تبیینی بوده است. هم چنین گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانه ای و میدانی (با استفاده از ابزارهای پرسشنامه و مشاهده) انجام شده است. نتایج مطالعات نشان می دهد بین دو متغیر هویّت مکانی و کیفیّت منظر شهری رابطة معناداری وجود دارد و این متغیرها نسبت به كاهش و افزایش یكدیگر واكنش نشان می دهند و ارتباط آن ها قابل تعمیم است. بر اساس این قاعده در محدودة نواب، با توجّه به سطح نازل کیفیّت منظر شهری، هویّت مکانی و حس تعلّق به مکان و در نتیجه حیات اجتماعی شرایط چندان مناسبی وجود ندارد.

واژگان کلیدی

منظر شهری، هویّت مکانی، حیات اجتماعی، بزرگراه نواب،

فرآیند طرّاحی فضای شهری بر مبنای اصول زیبایی شناختی ایرانی ـ اسلامی (نمونۀ موردی: میدان وحدت اسلامی تهران)

نویسندگان:  محمد نقی زاده عمید الاسلام ثقه الاسلامی سعید بشیری (نویسنده مسئول)

صفحات از: 73 - 84

 تعداد بازدید:  71

 تعداد دانلود:  42

چکیده

فضاهای شهری به عنوان یکی از ارکان هویت ساز شهرهای ایرانی، در طول سالیان متمادی تحت تأثیر آموزه ها و الگوهای فکری و هنری اسلام شکل گرفته و زمینه را برای مشارکت و تعامل مردم فراهم نموده بود. لیکن در عصر حاضر، با تغییر و تحوّل در عرصه معماری و شهرسازی، فرآیند طرّاحی و خلق فضای شهری به افول گراییده و نقشی معیوب یا ناقص از هویت ملّی و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را تبیین می نماید. بخشی از این مسأله به دلیل بی توجّهی به اصول و معیارهای طرّاحی و بخش دیگر به دلیل عدم تطابق اصول و معیارها با شرایط فرهنگی روز است. این مسائل در طرّاحی فضای شهری به عدم اعتبار و اصالت طرح، منجر گردیده است. در این پژوهش، با هدف به کارگیری اصول طرّاحی به منظور تجلّی زیبایی در نمونة مورد مطالعه (میدان وحدت اسلامی)، نخست به تعاریف و مبانی نظری مرتبط با موضوع پژوهش پرداخته و سپس بر اساس شناخت وضع موجود، به کمک روش های جمع آوری اطلاعات و فرآیند طرّاحی فضای شهری، سناریویی بهینه پیشنهاد شده است. مبانی نظری شامل بهره گیری از جایگاه و اهمیّت زیبایی در قرآن کریم و حرکت در چارچوب زیبایی شناسانۀ این کتاب شریف در طرّاحی فضاهای شهریست؛ بدین ترتیب در راستای فرآیند می توان پس از تدوین چشم انداز، اهداف، راهبردها و رهنمود ها، در این میدان به فضایی منسجم و پیوسته با حفظ هویت و فرهنگ ایرانی اسلامی وکیفیت های زیبایی شناختی، انسان مداری، حضورپذیری و ... نائل گردید.

واژگان کلیدی

زیبایی، اصول طراحی، فضای شهری،

گونه شناسی مسجد ـ مدرسه های دورة قاجار

نویسندگان:  محمدجواد مهدوی نژاد (نویسنده مسئول) محمدحسین قاسم پور آبادی آیسا محمدلوی شبستری

صفحات از: 85 - 96

 تعداد بازدید:  66

 تعداد دانلود:  23

چکیده

فعالیّت های آموزشی در هر دوره ای از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است. آموزش و تعلیم در هر زمان سبب رشد و پیشرفت فرهنگ و تمدن در جامعه شده است. این تحقیق به پیدایش مراکز آموزشی ـ مذهبی که همان مسجد ـ مدرسه ها هستند، می پردازد و چون عمدۀ این مراکز در زمان قاجاریه ساخته شده اند، جمعیت آماری را مسجد ـ مدرسه های این دوره تشکیل داده است. هدف اصلی پژوهش تحلیل و گونه شناسی این مسجد ـ مدرسه ها و مسألۀ مهم در تحقیق این است که مسجد ـ مدرسه های ایران در دورۀ قاجار به چه گونه هایی تقسیم می شوند؟ آیا رابطه ای میان گونه های مختلف مسجد ـ مدرسه ها و زمان ساخت آن ها وجود دارد؟ یا این رابطه با مکان و موقعیت قرارگیری قابل توجیه است؟ در این پژوهش از روش تحقیق موردپژوهی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و کتابخانه ای است. نتایج این تحقیق حكایت از تقسیم بندی مسجد ـ مدرسه ها به سه گونه اصلی دارد. گونۀ اول، مسجدـ مدرسه، فضای واحدی است که کارکرد مسجد و مدرسه در آن از هم تفکیک شده است. گونۀ دوم، مسجد و مدرسه در یک فضا قرار گرفته اند و کاربری مسجد و مدرسه در هم ادغام شده است. گونۀ سوم، شامل مسجدـ مدرسه هایی است که به صورت جدا از هم ولی، در کنار هم ساخته شده اند. ارتباط مسجد و مدرسه از طریق فضایی مشترک در داخل بناست. در واقع این گونه بندی با زمان ساخت، مکان و موقعیت قرارگیری مسجدـ مدرسه ها رابطه ای نداشته است. شاید بتوان گفت که در شرایط خاصی و برحسب نوع تفکّر و هم چنین میزان اهمیت مسجد و مدرسه، این گونه ها شکل گرفته اند.

واژگان کلیدی

مسجد، مدرسه، مسجدـ مدرسه، دورۀ قاجار، گونه شناسی،

چگونگی طرّاحی ورودی بنا با توجّه به اصول شکل گیری معماری آستانگی

نویسندگان:  سارا دانشمند (نویسنده مسئول) عبدالحمید نقره کار

صفحات از: 97 - 107

 تعداد بازدید:  89

 تعداد دانلود:  39

چکیده

فضای بین فضاها، و زمان بین زمان ها انرژی متفاوتی را در خود دارند. این كیفیت در آستانگی به نمایش در می آید؛ بازه ای بحرانی از انتقال که کاملاً از نظر شخصیت از تجربه های پیشینی و پسینی خود متمایز است. شخصیت بخشی به این انرژی انتقال برای ساخت فضاهای قدرت مند که وظیفۀ اصلی انتقال را بر عهده دارند (آستانه ها) ضروری است. چگونگی تجلّی "آستانگی" در معماری را می توان در بناهای موجود تحت عنوان "معماری آستانگی" به بحث گذاشت؛ زبانی که برای تمام فضاهایی که بر مسألۀ انتقال تأکید دارند- یکسان است. از جملۀ این فضاهای آستانه عبارتند از: ورودی ها و بازشوها، فضاهای گذر و فضاهای تقسیم. بنابراین، "آستانه" طیف معنایی گسترده ای دارد که کم و بیش ناشناخته مانده است. با توجّه به این که اصول شکل گیری آستانگی بر چگونگی طرّاحی انواع آستانه ها اثر می گذارد، لازم است ابعاد گستردۀ این واژۀ نوظهور بررسی شود. این مقاله با هدف شخصیت بخشی به مکان های آستانه با استفاده از نُسخ علمی و از دیدگاه پدیدارشناسی به تحلیل و ارزیابی انواع آستانه ها می پردازد. آستانگی در ادبیات، پژوهش های علمی، فرهنگی و تاریخی، مباحث معماری و نمونه های موردی آن جستجو و کیفیت های این زبان کاربردی (معماری آستانگی) برای طرّاحی های آینده بیان شده است. در این روش هفت الگو از آستانگی در بحث تغییر و تحوّل و نو شدن در سلسله مراتب فضایی معماری مطرح می شود و انتقال را دوره ای بحرانی در فرآیند تغییر و تحوّل تعریف می کند. در نهایت، از چهار دسته مکان آستانه ای (آستانۀ ورود و خروج، آستانۀ تجمعی، آستانۀ حرکت انتقالی و آستانۀ ارتباط بیرونی) در کالبد معماری و شهرسازی یاد شده و تجلّی آن ها در چهار مقیاس (بنا، واحد همسایگی، محله و شهر) شناسایی گردیده است. با تبیین ورودی ها به عنوان یکی از انواع مکان های آستانه، پژوهش به نوع خاصی از آن (ورودی بنا) محدود شده است. در ادامه، ویژگی های ورودی بنا مستخرج از مطالعات محققان و نیز لایه های آن (لایۀ آشنایی، لایۀ عملکردی- تماسی و لایۀ دسترسی بصری) به بحث گذاشته شده است. سپس با توجّه به علل چهارگانۀ تأثیرگذار بر شکل گیری هر لایه، ساختار و چارچوبی برای طبقه بندی ویژگی های هر لایۀ آن و بیان دستورالعمل های طرّاحی ارائه گردیده است. به کمک این چارچوب می توان آستانه های ورود و خروج بنا را بر اساس اصول شکل گیری معماری آستانگی بررسی کرد و در انسجام بخشی به احکام طرّاحی آن گام مؤثّری برداشت.

واژگان کلیدی

ورودی، آستانگی، سلسله مراتب، مرز،