تابستان   1390 - شماره (4)

تحلیل جایگاه شهر و زیبایی در هنر اسلامی   

نویسندگان:

حمیدرضا صارمی استاديار گروه شهرسازي دانشکده هنر و معماري دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران (نویسنده مسئول saremi@modares.ac.ir)

مسعود صارمی کارشناس ارشد پژوهشگري اجتماعی

صفحات از: 101 - 114

 تعداد بازدید:  156    تعداد دانلود:  87

چکیده

هنر اسلامی برای «شهر» و «زیبایی» جایگاه ویژه ای را تبیین نموده، که به علّت عدم تبیین اندیشه های درست و ناب اسلام، این جایگاه با مسائل و مشکلات فراوانی رو به رو شده است. لذا ضرورت دارد که از منظر هنر اسلامی جایگاه این دو تحلیل و بازنگری شود. در عصر حاضر، دامنة شهر و شهرنشینی همة بخش های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی را در بر گرفته است. از منظر دین مبین اسلام، از همان ابتدای ظهور اسلام، شهر دارای جایگاه ویژه ای بوده، تا جایی که حتّی آن را به عنوان مکانی مقدّس در نظر گرفته است. چنین اندیشه ای در بارة شهر در قاموس هیچ مکتبی دیده نشده است. بر این اساس، فرض این است که هنر اسلامی، جایگاه ویژه ای را برای زیبایی در شهر مدّ نظر قرار داده و به این سؤال هم پاسخ داده شده که در دیدگاه اسلام، جایگاه زیبایی در تفکّر حاکم بر مكتب شهرسازی و روابط اجتماعی آن ها در جایی به نام شهر چگونه تعریف شده است. در هنر اسلامی محوریّت شهر به پدید آورندة آن یعنی انسان و ساکنان آن تعریف شده و در نخستین گام برای تعریف شهر از سایر مكان های جمعیّتی به عوامل اجتماعی مانند امنیّت، رفاه و فراوانی و از منظر کالبدی عواملی مانند نظم، زیبایی، تقارن، تباین، استحكام توجّه کرده است. عتاب خداوند متعال مبنی بر این که چه كسى زیبایی های جهان هستی را براى بندگان حرام كرده و تأکید بر این که این زیبایی ها برای افراد با ایمان در زندگى همین دنیا آفریده شده، به عنوان یک اصل مهم و اساسی شهرسازی است. با پذیرش این اصل، لازم است زیبایی در همة ابعاد اجتماعی و کالبدی محور شهرسازی قرار گیرد.

واژگان کلیدی

شهر، زیبایی، هنر اسلامی،