زمستان   1397 - شماره (34)

بررسی کیفیت روابط همسایگی درون محله ایرانی اسلامی و نقش آن در دلبستگی به مکان؛ مطالعة موردی: محله ساغریسازان شهر رشت*   

نویسندگان:

علی اکبر سالاری پور استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان (نویسنده مسئول salaripourali@gmail.com)

حمید رمضانی عضو هیأت علمی گروه پژوهشی معماری و منظر شهری پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی

نادر زالی دانشیار گروه شهرسازی،دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان

مریم صفای کارپور مدرس گروه شهرسازی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان

صفحات از: 35 - 48

 تعداد بازدید:  356    تعداد دانلود:  111

چکیده

با گستردگی و پیچیدگی ابعاد زندگی شهری به‌خصوص در کلان‌شهرها محلات نقش کمتری در شکل‌دهی به روابط اجتماعی و دلبستگی مکانی پیدا نموده‌اند. در حالی که بیشتر تحقیقات بر سنجش کمی تأثیر همسایگی بر دلبستگی به محله تمرکز داشته‌اند، تلاش کمتری در زمینه ایجاد تصویری مدون از کیفیت، عمق و چگونگی روابط همسایگی درون محله‌های شهرهای ایرانی اسلامی و رابطه آن با دلبستگی مکانی صورت گرفته است. مقاله حاضر با اتخاذ روش کیفی و کل‌نگرانه به دنبال توصیف کیفیت روابط همسایگی درون این محله‌ها و برهم کنش آن با دلبستگی به محله است. برای این منظور محله ساغریسازان به عنوان یکی از قدیمی‌ترین محله‌های شهر رشت برای مطالعه انتخاب شده است. این محله در بافت مرکزی شهر رشت واقع شده است و علیرغم وقوع تغییرات زیاد، همچنان تا حد زیادی توانسته ساختار کالبدی و اجتماعی یک محله سنتی را حفظ نماید. برای دستیابی به تصویری تاریخی از روابط همسایگی و دلبستگی مکانی به محله سنتی باید خاطرات و تجربیات ساکنین قدیمی این محله را مورد تحلیل قرار داد. پژوهش حاضر با استفاده از روش مورد پژوهی کیفی برای توصیف عمیق این تصویر تاریخی از خلال روایت‌های ساکنین محله است. به این منظور با 17 نفر از ساکنین قدیمی محله ساغریسازان مصاحبه عمیق با استفاده از تکنیک ترسیم نقشه- روایت صورت گرفته است. ترسیم نقشه از محله در زمان گذشته و تغییرات آن در طول زمان به مصاحبه شونده در بازخوانی بهتر خاطرات و تجربیاتی که برخی از آنها متعلق به بیش از نیم قرن گذشته است، کمک شایانی می‌نماید. در مرحله بعد اطلاعات به دست آمده از مصاحبه‌ها مورد تحلیل محتوا کیفی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد در محله سنتی همسایگی یک نقش اجتماعی بسیار مهم بوده که همراه با خود حس تعهد عمیقی نسبت به هم محله ای‌ها به وجود می‌آورده است. حمایت همسایه از همسایه به عنوان عضوی از خانواده، وابستگی احساسی شدید به همسایگان، مراقبت از یکدیگر و تعهد به تربیت فرزندان همسایه از جمله کیفیاتی در روابط همسایگی درون محله سنتی است که در حال حاضر به چشم نمی‌خورد. عناصر محیطی نقشی مهم در فراهم‌سازی بستر شکل‌گیری فرهنگ همسایگی در محله سنتی داشته‌اند. مسجد به عنوان مهم‌ترین مرکز اجتماعی، تراکم پایین ساختمانی و سبک سکونت اشتراکی در خانه‌های ویلایی و خاطره‌انگیزی محیط محله سنتی از مهمترین عناصر محیطی تسهیل‌کننده روابط همسایگی هستند. حضور در چنین محیطی منجر به شکل‌گیری زندگی اجتماعی پررنگی در محله سنتی شده و ساکنین مشارکتی فعال در امور محله خود دارند. بنابراین، دلبستگی به مکان‌ها در محله سنتی بیش از هر چیز تحت تأثیر معانی اجتماعی آن مکان‌ها است. همچنین دلبستگی ساکنین به محله سنتی از نوع دلبستگی فعال است که دارای ارزش و اثراتی به مراتب بیشتر از دلبستگی غیرفعال به محله‌های شهری است.

واژگان کلیدی

محله ایرانی اسلامی، روابط همسایگی، دلبستگی به مکان، دلبستگی فعال، ساغریسازان