پاییز   1392 - شماره (13)

ربط کیفیّات تألیفی در ادراک معماری اسلامی ایران   

نویسندگان:

سیاوش صابری کاخکی دکتری معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران (نویسنده مسئول siavoshsaberi@yahoo.com)

صفحات از: 73 - 81

 تعداد بازدید:  180    تعداد دانلود:  41

چکیده

فرآیند ادراک در معماری و طرّاحی محیط امری پیچیده است. این پیچیدگی، موجب تدوین و ارائة نظریّه های مختلفی در این خصوص شده است. نظریّة گشتالت با رویکرد درک فضا از طریق برآیندی از استقرار نیروهای موجود در فضا، از آن جمله است. این نظریّه به سازمان دهی ادراک توسط اشکال، معطوف است. نظریّه های دیگر چون نظریّة کنش متقابل که به تأثیر متقابل موضوع و فرد ادراک کننده می پردازد و ماهیّتی احتمال گرایانه دارد و نظریّة اکولوژیک ادراک که به مجموعه ویژگی های حسی و تجربی فرد و نیز ویژگی های شکلی محیط توجّه می کند؛ رویکردی، به طور نسبی، فرهنگ گرا دارند. این رویکردها با توّجه به معنا، ارزش و نگرش در فرآیند ادراک در معماری و طرّاحی نشان می دهند که تبیین فرآیند ادراک، وابسته به شناخت مؤلّفه های فرهنگی مؤثّر بر آن است. این مقاله با بررسی چنین فرآیندی در جهان اندیشة ایرانی ازطریق بررسی متون تاریخی بر جای مانده، نشان می دهد که امر ادراک، در ابتدا علاوه بر حواس ظاهری، بر مؤلّفه های حواس باطنی استوار دانسته می شد. به تدریج و با تکمیل این نظریّه ها امروزه، ادراک را به ربط کیفیّات تألیفی، و با در نظر گرفتن تمام ابزارهای موجود كه توسط مؤلف اثر هنری سامان می یابد، وابسته می دانند.

واژگان کلیدی

ادراک، معماری، حواس ظاهری، حواس باطنی، كیفیّات تألیفی،